کتاب ملت عشق اثر الیف شافاک

تصویر کاور کتاب ملت عشق

معرفی کتاب

کتاب ملت عشق رمانی از «الیف شافاک» است. این کتاب در سال ۲۰۱۰ به دو زبان انگلیسی و ترکی منتشر شده است، بیش از ۵۰۰ بار در ترکیه به چاپ رسیده است، و توانسته پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورد، در ایران هم بیش از ۵۰ بار تجدید چاپ شده است و طرفداران زیادی دارد.
کتاب ملت عشق یا همان (چهل قاعده عشق) در اصل دو داستان است که در یک کتاب نگاشته شده است. داستان اول این کتاب در مورد عشق و دلدادگی الا و «عزیز زاهارا» است که در سال ۲۰۰۸ در آمریکا اتفاق می افتد، و داستان دوم در مورد عشق و معرفت مولانا و شمس تبریزی است، که در قرن هفتم در قونیه اتفاق می افتد.
نویسنده در این کتاب از زبان عزیز زاهارا داستان مولانا و احوالات شمس را بیان می کند؛ او در این کتاب تقریبا از ۲۰ شخصیت نام برده است، از افرادی چون الا، شمس، شاگرد مولوی، حسن گدا، گل صحرا، کیمیا و‌... سخن می گوید.
الیف شافاک

خلاصه ای از کتاب

الا روبنشتاین، زن خانه دار چهل ساله ای که در بوستون آمریکا زندگی می کند؛ آنها یک خانواده ۵ نفره هستند، ژانت دختر بزرگ خانواده و یک دو قلوی دختر و پسر خانواده آن ها را تشکیل می دهد. همسر او دیوید یک دندان پزشک است، آن ها از نظر مالی مرفه بودند، دارای ۲ آپارتمان شیک، حساب بانکی ،چندین نوع بیمه و .... بودند.
الا همسر و مادری بود که همه ی وقت خود را صرف همسر و بچه هایش می کرد؛ بین الا و همسرش عشق و صمیمیتی نبود، رابطه ی آن ها کاملا سرد بود، او متوجه خیانت های همسرش شده بود اما به او حرفی نمی زد، به زندگی سرد خود همچنان ادامه می داد.چون اعتقاد داشت که با سپری کردن سال های زیادی از زندگی مشترک دیگر احتیاجی به روابط عاطفی نیست.
او کاملا فرد محتاطی بود برای عوض کردن مارک قهوه ای که می خورد، ساعت ها و حتی روزها فکر می کرد. تنها سرگرمی او آشپزی کردن برای خانواده اش بود.
تا اینکه در سن چهل سالگی به عنوان یک ویراستار در یک انتشارات شروع به کار می کند؛ برای شروع کارش به او کتابی می دهند که نویسنده او «عزیز زاهارا» بود، الا باید کتاب را می خواند و گزارش آن کتاب را ارائه می داد.
شبی سر میز شام «دیوید» کارش را به او تبریک می گوید، که ژانت دختر خانواده به آن ها می گوید که قرار است، با دوست پسرش که عاشق اوست ازدواج کند؛ این حرف ژانت باعث بحث و مشاجره آن ها می شود.
چون از نظر الا ژانت هنوز جوان است و دوست پسرش را به خوبی نمی شناسد. الا معتقد بود که عشق در زندگی وجود ندارد، یا اگر هم باشد زودگذر است.
ژانت دقیقا به این جمله اشاره می کند: «الا چون خودت عشق را تجربه نکردی این را می گویی»
بعد از آن شب ژانت قهر می کند و به خانه بر نمی گردد. الا هم شروع می کند به خواندن کتابی که قرار است گزارش آن را ارائه دهد. عزیز در آن کتاب داستان عشق مولانا و شمس تبریزی را بازگو می کند، الا در زمان ویرایش کتاب عزیز با چهل قانون عشق هم آشنا می شود. پس او متوجه می شود عشق حقیقی وجود دارد و او هنوز آن را تجربه نکرده است؛ از خداوند می خواهد آن عشق را نشانش دهد،یا اینکه بی احساسش کند.
او برای ویرایش کتابش می بایست اطلاعاتی از نویسنده کتاب بگیرد به این منظور برای او ایمیل می فرستتد، عزیز به ایمیل های الا جواب می دهد. این ایمیل ها تا جایی پیش می رود که الا ناخودآگاه به عزیز نویسنده کتاب علاقمند می شود.
عزیز در کتابش از عشق مولانا و شمس تبریزی می گوید و این که چگونه این دو در مسیر هم قرار می گیرند و زندگی آنها دچار تغییراتی می شود.
شمس تبریزی کسی است که زندگی مولانا را تحت تاثیر قرار می دهد؛ عشق او به شمس باعث نوشتن مثنویش می شود. شمس به قونیه شهری که مولانا در آن است می رود،این دوستی باعث می شود که خانواده و دوستان مولانا از او متنفر شوند. الا با خودش می گوید همان گونه که شمس توانسته مولانا را به شاعر پرشوری تبدیل کند، او هم می تواند عزیز را شمس زندگی خود کند.
ایمیل های الا به عزیز همچنان ادامه دارد، روزی عزیز برای دیدن الا می آید و او را به خوردن قهوه دعوت می کند.
علاقه الا به عزیز تا جایی است که یک روز صبح صبحانه خانواده اش را آماده می کند، چمدانش را می بندد و برای همیشه خانه اش را ترک می کند. او به همراه عزیز به نقاط زیادی از دنیا سفر می کند و روزهای خوبی را با هم سپری می کنند.
تا اینکه عزیز به بیماری مبتلا می شود و در بیمارستان جان خود را از دست می دهد.

جملاتی از متن کتاب

  • قانون اول:«خالق مان را همان طور می شناسیم٬ که خود را می بینیم. شاید وقتی نام خدا را می شنویم، اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید، به این معناست که بیش تر مواقع دچار ترس می شوی. اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی، به یاد عشق و مهربانی بیفتی، پس بی شک این صفات در تو وجود دارد» مرد گفت: «چرند نگو، حرف های تو به این معناست که خدا محصول تصورات ماست، فکر می کنم تو ....»
  • قاعده چهلم: «عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته. نپرس که آیا در پی عشق الهی باشم یا عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آن که به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق، یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.»

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

فاطمه صدریان

نمیشه ازش گذشت.... همش دوست داری بخونی ببینی چی میشه

محمد سوسنی

❤ممنون از سایت خوب بوک لیرا بابت معرفی کامل کتاب ها❤

محمد سوسنی

⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

محمد سوسنی

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

محمد سوسنی

نمیتونی زمین بزاریش من دو روزه تموم کردم

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در پرنده آبی
    «زندگی زنبور عسل یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در پرنده آبی
    « عقل و سرنوشت یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در عشق لرزه
    «فرضیه‌های جایگزین یکی دیگر از آثار اریک امانوئل اشمیت»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • مکس تکمارگ
    «مکس تگمارک (انگلیسی: Max Tegmark‎؛ زاده ۵ مهٔ ۱۹۶۷) یک دانشمند در زمینه کیهان‌شناسی اهل سوئد-ایالات متحده آمریکا است.
    او استاد موسسه ی تکنولوژی ماساچوست است و همچنین، نهادهای علمی و فناورانه ی متعددی را بنیان گذاشته است. عمده ی تحقیقات و فعالیت ه
    ...»
  • حسین نصیری
    «حسین نصیری، مدیر خلاقیت، نویسنده، کیوریتور و فعال فرهنگی و هنری‌ای می‌باشد که از سال ۱۳۸۴ در صنعت سرگرمی و از سال ۱۳۹۵ در حوزه‌ی تبلیغات مشغول به فعالیت می‌باشد؛

    او زندگی را سفری ماجراجویانه برای تحقق ماموریت شخصی‌اش – «اثرگذاری مثبت بر آدمی
    ...»
  • حمیدرضا شاه آبادی
    «حمیدرضا شاه آبادی (زاده ۱۳۴۶، تهران) پژوهشگر تاریخ، داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس معاصر است. وی از نویسندگان در حوزه ادبیات نوجوان و بزرگسال و یکی از مدیران با سابقه در نشر با تجربه مدیریت بر انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مؤسسه نشر بی ...»
  • سعید باستانی
    «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»
  • نورمن کینگزلی میلر
    «نورمن کینگزلی میلر، زاده ی 31 ژانویه ی 1923 و درگذشته ی 10 نوامبر 2007، رمان نویس، روزنامه نگار، مقاله نویس، نمایشنامه نویس، فیلمساز و بازیگر آمریکایی بود.میلر در بروکلین نیویورک به دنیا آمد و پس از سپری کردن دوران مدرسه در شانزده سالگی در دانشگاه ها ...»