کتاب سمفونی مردگان اثر عباس معروفی

تصویر کاور کتاب سمفونی مردگان

معرفی کتاب

«سمفونی مردگان» نوشته عباس معروفی نمایش نامه نویس، رمان نویس، ناشر و روزنامه نگار معاصر ایرانی است.
این کتاب در سال ۶۸ منتشر شد؛ عباس معروفی با چاپ این کتاب به شهرت رسید.
او برای کتابش چهار سال و هفت ماه تلاش کرد.در سال ۲۰۰۱ برنده جایزه ی سال بنیاد ادبی فلسفی «سورکامپ» شد‌.
سمفونی مردگان رمانی غم انگیز است که برای همیشه در ذهن خواننده باقی خواهد ماند. راوی های داستان شخصیت های داستان هستند که هر بار داستان از دید آن ها بیان می شود.
کتاب با آیه ای از قرآن «۲۶سوره مائده» که در مورد قتل هابیل توسط قابیل است شروع می شود.
عباس معروفی

خلاصه ای از کتاب

در بازار آجیل فروشان اردبیل مغازه ای وجود دارد، که توسط پدری به شدت سنتی گردانده می شود، این خانواده دارای چهار فرزند هستند؛ یوسف پسر بزرگ خانواده که به علت حادثه ای که خود مقصر آن بود به تکه گوشتی تبدیل شد و زندگی سخت و فلاکت باری داشت.
آیدین و آیدا «دو قلو» هستند، آیدین فرد روشنفکری است و آیدا که به خاطر سخت گیری های پدر به آشپزی و خیاطی روی می آورد.
پسر آخر خانواده «اورهان» که عزیز دل پدر است.
روزی مردی به نام انوشیروان آبادانی که تحصیل کرده آمریکا بود و درشرکت نفت آبادان کار می کرد، از آیدا خواستگاری می کند، آیدا بر خلاف میل پدرش، تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. آیدا بعد از ازدواجش به آبادان می رود و بعد از مدتی صاحب فرزندی به نام «سهراب» می شود؛ اما کمی بعد از ازدواجش به صورت کاملا نامشخص خودش را به آتش می کشد.
آیدین پسر خانواده که پدرش دوست داشت همراه او به مغازه برود و او این کار را نمی پسندید؛ دوست داشت کتاب بخواند، و از هر فرصتی برای خواندن آن استفاده می کرد، دوست داشت شاعر شود و آوازه اش در شهر بپیچد. و در سن ۲۲ سالگی مورد توجه بسیاری از دختران وزنان قرار گرفت.
پدر با دیدن «شعر سرخ» آیدین در روزنامه بسیار آشفته می شود و این آشفتگی باعث می شود؛ که پدر و پسر در مقابل هم قرار بگیرند و آیدین خانه را ترک کند.
مدت ها بی کار و بی پول می شود تا سرانجام کاری در رام اسبی کارخانه چوب بری پیدا می کند. آیدین در این مدت زیاد کار می کرد و اصلا به خودش نمی رسید.
روزی چند سرباز برای اینکه آیدین را به سربازی ببرند به محل کار او می روند و چون آیدین نمی خواهد به سربازی برود، از صاحب کارگاه می خواهد او را در جایی مخفی کند؛ او هم آیدین را به خانه خود می برد و آیدین باسورملینا «سورمه» آشنا شد؛ سورمه چشم هایش عسلی وموهایش طلایی بود.
صاحب کارش از آن شب به بعد آیدین را در زیرزمین کلیسا جای می دهد، آیدین در آن جا مشغول کار قاب سازی می شود. سورمه هر روز برای آیدین روزنامه و کتاب می برد. آیدین عاشق سورمه شده بود و همچنان کار می کرد و پول پس انداز می کرد، بعد از مدتی فهمید که سورمه هم عاشق اوست. روزی آیدین در روزنامه که سورمه برایش برده بود دید که خواهرش آیدا خود را به آتش کشیده است . آن خبر ضربه شدیدی به او وارد کرد، پس به خاطر این موضوع به خانه برگشت و قرار شد که روزها به حجره پدرش برود و شب ها آزاد باشد. مادرش می خواست که برای آیدین زن بگیرد، او نمی دانست که عاشق سورمه شده، با او ازدواج کرد و صاحب دختری زیبا شدند.
بعد از مدتی سورمه ناپدید شد و هر چه آیدین دنبالش گشت پیدایش نکرد تا روزی جسد او را در بیمارستان پیدا کردند.
پدر آیدین بر اثر بیماری قلبی از دنیا رفت. قبل از مرگش از بچه هایش خواست که با هم دوست باشند و کینه را از میان خود دور کنند. اما اورهان برای اینکه مالک ثروت پدر شود، به علت کینه توزیش نسبت به برادر تصمیم می گیرد، که به برادرش مغز چلچله بخوراند، و او را دیوانه کند. مردم شهر آیدین را «سوجی» صدا می زدند.
مادر که همه دلخوشی اش بعد از مرگ آیدا، آیدین بود با دیدن دیوانگی او دق می کند و می میرد. اورهان هم بعد از مدتی با شخصی به نام آذر آشنا می شود و با او ازدواج می کند، اما بعد از مدتی اورهام می فهمد که عقیم است و بچه دار نمی شود. اورهام بعد از مرگ مادرش نمی تواند از یوسف برادر علیلش و آیدین برادر دیوانه اش مراقبت کند، روزی در بیابان یوسف را می کشد و از ترس اینکه روزی دختر آیدین وارث همه چیز شود، می رود تا آیدین را هم بکشد، اما خود در سرمای زمستان می میرد.

جملاتی از متن کتاب

  • رفتار آیدین با دیگران تفاوت داشت.دنیا را جدی تر از آن می دانست که دیگران خیال می کنند، آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده، اما بعد ها به اشتباه خود پی بردم و دانستم که درک او آسان تر از بوییدن یک گل است. کافی بود کسی او را ببیند.
  • آیا مادرش هم اورا به اندازه ی من دوست داشت؟ آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود، جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود.
  • به درخت های خشک پیاده رو خیره شد: برف شاخه ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما می شکستشان. آدم ها هم مثل درخت ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس می شد. بدیش این بود که آدم ها فقط یک بار می مردند. و همین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.
  • انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، و گرنه از درون پوک می شود. و بی کاری بدتر از تنهایی است. آدم بی کار در جمع هم تنهاست.

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

محمد سوسنی

❤ممنون از سایت خوب بوک لیرا بابت معرفی کامل کتاب ها❤

محمد سوسنی

💜💙💜💙💜💙💜💙

محمد سوسنی

👍👍👍👍

محمد سوسنی

بخونی عاشقش میشی

محمد سوسنی

😘😘👏👏

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در پرنده آبی
    «زندگی زنبور عسل یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در پرنده آبی
    « عقل و سرنوشت یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در عشق لرزه
    «فرضیه‌های جایگزین یکی دیگر از آثار اریک امانوئل اشمیت»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • مکس تکمارگ
    «مکس تگمارک (انگلیسی: Max Tegmark‎؛ زاده ۵ مهٔ ۱۹۶۷) یک دانشمند در زمینه کیهان‌شناسی اهل سوئد-ایالات متحده آمریکا است.
    او استاد موسسه ی تکنولوژی ماساچوست است و همچنین، نهادهای علمی و فناورانه ی متعددی را بنیان گذاشته است. عمده ی تحقیقات و فعالیت ه
    ...»
  • حسین نصیری
    «حسین نصیری، مدیر خلاقیت، نویسنده، کیوریتور و فعال فرهنگی و هنری‌ای می‌باشد که از سال ۱۳۸۴ در صنعت سرگرمی و از سال ۱۳۹۵ در حوزه‌ی تبلیغات مشغول به فعالیت می‌باشد؛

    او زندگی را سفری ماجراجویانه برای تحقق ماموریت شخصی‌اش – «اثرگذاری مثبت بر آدمی
    ...»
  • حمیدرضا شاه آبادی
    «حمیدرضا شاه آبادی (زاده ۱۳۴۶، تهران) پژوهشگر تاریخ، داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس معاصر است. وی از نویسندگان در حوزه ادبیات نوجوان و بزرگسال و یکی از مدیران با سابقه در نشر با تجربه مدیریت بر انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مؤسسه نشر بی ...»
  • سعید باستانی
    «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»
  • نورمن کینگزلی میلر
    «نورمن کینگزلی میلر، زاده ی 31 ژانویه ی 1923 و درگذشته ی 10 نوامبر 2007، رمان نویس، روزنامه نگار، مقاله نویس، نمایشنامه نویس، فیلمساز و بازیگر آمریکایی بود.میلر در بروکلین نیویورک به دنیا آمد و پس از سپری کردن دوران مدرسه در شانزده سالگی در دانشگاه ها ...»