کتاب بیگانه اثر آلبر کامو

تصویر کاور کتاب بیگانه

معرفی کتاب

«بیگانه» نخستین رمان از آلبر کامو است، که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد. در اصل قرار بود، آلبر کامو این کتاب را با دو کتاب دیگرش «افسانه سیزیف» و «کالیگولا» در یک جلد به چاپ برساند؛ اما نویسنده نتوانست هر سه را با هم منتشر کند. نویسنده داستان مرد بی تفاوتی به نام «مورسو» را باز گو می کند که دچار نوعی پوچ گرایی شده است.
کتاب شامل دو فصل است؛
فصل اول: مورسو که در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت می کند و کاملا بی تفاوت با این موضوع برخورد می کند؛ طی رویدادی مرتکب قتل می شود.
فصل دوم : محاکمه مورسو در مورد قتلی که انجام داده است.
براساس این کتاب فیلمی هم با این مضمون در ایتالیا ساخته شده است.
آلبر کامو

خلاصه ای از کتاب

مقدمه کتاب بیگانه با این نوشته شروع می شود: «در جامعه ی ما هر آدمی که سر خاکسپاری مادرش نگرید، خودش را در معرض این خطر در می آورد که محکوم به مرگ شود.»
«مادرم امروز مرد. شاید هم دیروز. نمی دانم» مورسو تلگرافی با این مضمون از نوانخانه ای که مادرش در آن جا زندگی می کرد، دریافت می کند.
(مورسو چون نمی توانست از مادرش در سال های آخر عمرش مواظبت کند پس او را در نوانخانه ای گذاشته بود تا از او مواظبت شود.)
مورسو در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت می کند. او در مراسم تدفین مادرش هیچ ناراحتی و سوگواری از خود نشان نمی دهد و با بی تفاوتی از این مسئله می گذرد و به کار های روزانه اش می پردازد. از نظر او آدمی مانند مسافر است که بی جهت به این دنیا می آید و بعد از گذشت مدتی هم بیهوده می رود.
او با زنی به نام «ماری» آشنا می شود و با هم به سینما می روند و هر دو به استخر می روند و با هم رابطه ای را آغاز می کنند. روز بعد هم با سیگار کشیدن و تماشای خیابان می گذرد. روزهای دیگر هم به همین منوال سپری می شود.
مورسو با هر چیزی با بی اعتنایی برخورد می کند؛ مثلا وقتی که ماری از او می پرسد آیا دلش می خواهد با هم ازدواج کنند؟ پس مورسو با بی تفاوتی جواب می دهد؛ برایش فرقی ندارد و اگر ماری دوست داشته باشد با هم ازدواج می کنند.
مورسو با همسایه ای به نام «ریمون» آشنا می شود و کمک او به ریمون در مورد دختر عرب باعث خشم برادر دختر و چند عرب دیگر می شود. آن ها مورسو و ریمون را تعقیب می کنند، در ساحل به هم می رسند و شروع به زد و خورد می کنند، به درگیری می انجامد، ریمون دراین درگیری زخمی می شود. مورسو مرد عرب را می کشد و محکوم به قتل می شود.
او را بازداشت می کنند، زندان هم برایش مانند بازی است.
وقتی دید که در دادگاه به شدت با او برخورد می کنند، پس به یکباره خواست بگوید؛ قتل مرد عرب اتفاقی بوده و گرمای خورشید باعث قتل او شده است؛ اما باز احساس بی تفاوتی و بی اعتنایی سد راهش شد و چیزی نگفت. حکم دادگاه صادر شد، و او به اعدام محکوم شد. خودش را هر لحظه برای مرگ آماده می کند.

جملاتی از متن کتاب

  • ماری به سراغم آمد و از من پرسید که آیا حاضرم با او ازدواج کنم؟ جواب دادم برایم فرقی نمی کند و اگر او بخواهد می توانیم این کار را بکنیم و آن وقت خواست بداند که آیا دوستش دارم؟ همانطور که یکبار دیگر به او جواب داده بودم، جوابش دادم که این حرف هیچ معنایی ندارد، ولی بی شک دوستش ندارم! گفت پس در این صورت چرا با من ازدواج می کنی؟ برایش توضیح دادم که این امر هیچ اهمیتی ندارد، و اگر او مایل باشد ما می توانیم ازدواج کنیم. وانگهی اوست که این تقاضا را دارد و من فقط خوشحالم که می توانم بگویم بله آنگاه او خاطر نشان ساخت که ازدواج امر مهمی ست.
  • خوانده بودم که بالاخره در زندان، انسان مفهوم زمان را از دست می دهد.ولی این مطلب برایم معنی زیادی نداشت. نفهمیده بود که روزها تا چه حد می توانند هم کوتاه باشند هم بلند باشند بلند از این نظر که چقدر زیاد طول می کشیدند و چنان کشیده و گسترده بودند که بالاخره سر می رفتند و در هم می آویختند. روزها در این جا نام خود را از دست می دادند تنها کلماتی که برایم مفهومی داشتند کلمات دیروز و فردا بودند.

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

زینب عطایی

داستان رو دوست داشتم و نوع نگارش جالبی داشت...خوندنی❤

محمد سوسنی

❤ممنون از سایت خوب بوک لیرا بابت معرفی کامل کتاب ها❤

محمد سوسنی

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

محمد سوسنی

😍👍👏

محمد سوسنی

یک کتاب متفاوت و زیبا

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 10
  • بعدی
  • تصویر اینستاگرام

    جدیدترین کتاب های معرفی شده

    آخرین دیدگاه‌ها

    • احمد در میرامار
      «من همین تکه کتاب را که شما گذاشته اید خواندم و با متن عربی و ترجمه انگلیسی کتاب تطبیق دادم. عجیب است که مترجم انگار اصلا زبان عربی نمی دانسته و یا اصلا نثر کتاب را درک نکرده وهرچه دلش خواسته نوشته است. حتی ظاهرا با فارسی نویسی هم اشنایی نداشته است و ...»
    • ریحانه در همه چیز همه چیز
      «بسیار بسیار کتاب عالی بود»
    • نازی در آذرخش
      «رمان آذرخش خیلی قشنگه. جذاب و خوشخوان. با اینکه طولانیه اما آدم نمی تونه زمین بگذاره.»
    • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
    • پرستو در پرنده آبی
      «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»

    آخرین نویسندگان معرفی شده

    • فاطمه قاسمیان
      «فاطمه قاسمیان نویسنده‌ی حوزه‌ی کودک و نوجوان است.

      از دیگر آثار فاطمه قاسمیان:
      ماشین ها
      دایناسورها
      زندگينامه چهاردهم عصوم (ع) و اماكن زيارتی
      ...»
    • نوشین حیدری ثانی
      «ترجمه های نوشین حیدری ثانی:

      عشق در یک کلیک اثر رینبو راول
      المت اثر فیونا مازلی
      فن گرل اثر رینبو راول
      نجیب زاده ای در مسکو اثر ایمور تولس
      ...»
    • فیونا مازلی
      ««فیونا مازلی» نویسنده ۲۹ ساله انگلیسی و نویسنده رمان «اِلمت» است.
      سال 2017 برای فیونا مازلی سال تعیین کننده ای بود. نه تنها شروع کارِ نویسند‌گیِ بود، بلکه با چاپ کتاب المت به لیست کتب برتر سال راه یافته است.
      ...»
    • هادی راعی
      «هادی راعی نویسنده‌ی پرکار حوزه‌ی کودک و نوجوان است.
      راعی کتابهایی زیادی در زمینه‌ی دانستنی ها، تاریخ و مذهب برای کودکان نوشته است.

      از آثار هادی راعی میتوان به:
      مثلث برمودا
      شاهان ایران باستان
      عجایب هفتگانه جهان
      زندگانی اما
      ...»
    • عطیه زیوار
      «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»