کتاب باب اسرار اثر احمد امید

تصویر کاور کتاب باب اسرار

معرفی کتاب

در سالهای اخیر علاقه زیادی به دانستن بیشتر در مورد زندگی «شمس و مولانا» در میان مخاطبان ایرانی مشاهــده می شود. اگر جزو خوانندگان پیگیر باشید حتما کتاب «ملت عشق» را خوانده اید و یا نام آن را شنیده اید؛ کتابی که به سرعت در ایران به فروش بالایی دست یافت. کتاب «باب اسرار» نوشته «احمد امید» نویسنده اهل کشور ترکیه، بابی دیگر از زندگی شمس و مولانا را در میان داستانی معاصر روایت می کند.
احمد امید

خلاصه ای از کتاب

کتاب از آنجا آغاز می شود که زنی دو رگه (ترک و انگلیسی) به نام «کارن» یا «کیمیا» که کارشناس بیمه است، از لندن به قونیه سفر می کند تا علت آتش سوزی یک هتل بزرگ را بررسی کند و خسارتها را تخمین بزند. کارن در سفرش ناخودآگاه درگیر ماجرای زندگی شمس و مولانا می شود، و نهایتا در پایان داستان علت آنکه در روزگار کودکی اش، پدر او که صوفی ای پاک بوده و خانواده اش را ترک کرده است، کشف می کند.
گذشته و حال
نمی توان کتاب «باب اسرار» را رمانی دانست که صرفا به داستان شمس و مولوی می پردازد بلکه فقط حدود بیست درصد از این کتاب وقایع زندگی و چگونگی آشنایی این دو عارف بزرگ را بازگو می کند. نویسنده مدام در طول داستان، زمان گذشته را با وقایع قرن حاضر پیوند می دهد به طوری که گاهی خواننده از سبک زندگی در قرن هفتم به هتلها و ساختمانهای لوکس و آسمان خراشهای قرن بیست و یکم سوق داده می شود در این میان «احمد امید» با توجه به زمان، سبک حرف زدن اشخاص داستان را نیز تغییر می دهد و این نکته را «ارسلان فصیحی»، مترجم کتاب، با دقت هر چه تمام تر مد نظر قرار داده است، تا متن کتاب یکدستی و روانی خود را حفظ کند. در قسمتی از کتاب وقتی کارن صدای شمس را از پسِ قرنها می شنود، می خوانیم: «ای امید امیدواران، ای نور مقدس هستی مان، آیا چهره مبارک آن محبوب را صورت جلال الدین محمد را نشانم می دهی؟...در قبالش برای سپاسگزاری چه می دهی؟ سرم را.» و یا شمس داستان آشنایی با مولانا را اینگونه با کارن در میان می نهد:«جلال الدین مانند آبی ساکن و زلال بود. به صورتم نگاهی انداخت. شعله نوری درخشید در میانه روز...چون تا دیده بودم فهمیده بود، که ام. فهمیده بود برای چه آمده ام. اما نه لبخندی زد، نه سخنی شیرین بر زبان آورد تنها گفت رها کنید به مریدهایش.»
شعرهای مولوی
با توجه به اینکه نویسنده کتاب، عرفان، معما و ماجرایی خیالی را با زندگی شمس و مولانا می آمیزد در جای جای داستان رد پای حضور مولانا و به ویژه شمس تبریزی را می بینیم. شعرهای مولانا از زبان اشخاص داستان خوانده می شود و یا گروهی توریست هنگام بازدید از بارگاه مولانا در قونیه، خواننده را برای زیارت مقبره شاعر و عارف بزرگ ایرانی با خود همراه می کنند به طوری که گویی خواننده «قبه الخضرا» و پیرامون آن را در جلوی چشمانش میربیند: «سالها بعد که مولانا وفات یافت، پسرش سلطان ولد راضی شد که بر مزار پدرش مقبره ای بسازند، به این ترتیب بدرالدین معمار تبریزی قبه الخضرا یا گنبد سبز را ساخت که روی چهار ستون مانند پاهای فیل استوار شده و مقبره مولانا جلال الدین رومی است.»
اساطیر و داستان
نویسنده در خلال وقایع داستان، از زبان صوفیانی که کارن برای یافتن حقیقت با آنها دیدار می کند داستانهایی عرفانی نقل می کند که موجب زیباتر شدن متن کتاب می شود. این حکایات گاهی از «مناقب العارفین» یا حتی «مثنوی مولوی» است اما به پاره ای داستانهای اساطیری همچون داستان «مدوسا»، اسطوره یونانی، نیز برمی خوریم.
نماد هتل یاقوت که کارن برای بررسی علت آتش سوزی آن به قونیه آمده است، با مدوسا ارتباط دارد. مدوسا در افسانه های یونانی یک هیولاست که بعد از خشم آتنا به شکل یک هیولای زشت تبدیل می شود که موهایی شبیه به مار دارد و سمبل غرور و خودبزرگ بینی است. در اساطیر یونانی، مدوسا می توانست هر کس را که به چشمهایش خیره می شود به سنگ تبدیل کند. در کتاب، کارن نیز کنجکاو است که چرا لوگوی شرکت وابسته به هتل یاقوت مدوسا را تداعی می کند:«جاهای مختلف دنیا مجسمه و تابلوهایش را دیده بودم اما افسانه اش را کامل نمی دانستم...می خواستم بدانم آیکونیون توریسم چه ربطی به افسانه مدوسا دارد؟ چرا به این اسطوره علاقه دارند؟»
خواب و رویا
کتاب «باب اسرار» با یک ضرب المثل هندی شروع می شود: «دنیا خوابی است در خوابی دیگر» عنصر خواب و درگیر شدن با رویا در این کتاب بسیار پررنگ است و خواننده می تواند به این نتیجه برسد که با رمانی روبه روست که ذهنش را به شدت درگیر می کند و یا حتی ممکن است بین دنیای خواب و بیداری و واقعیت سردرگم گردد.
 کارن، پیوسته در فضایی میان خواب و بیداری در حرکت است، و وقایعی را در خواب مشاهده می کند که بعد از آن در واقعیت یا فضایی وهمناک به چشم می بیند:«درست همان موقع دیدم درِ آبی یخی را. یعنی اشتباه می کردم؟ چشمهایم را مالیدم نه آنجا بود. روی دیوار واقعا یک در بود.

جملاتی از متن کتاب

  • در مجموع «باب اسرار» نقاط قوت و مثبت بسیاری دارد. خواننده همراه با کارن و درگیری های ذهنی او در مورد زندگی شمس و مولانا به اطلاعات خیلی خوبی دست می یابد. این کتاب همچون «ملت عشق» برای خوانندگان ایرانی سرشار از جذابیت و هیجان است چرا که زندگی شمس و مولانا همیشه از مطالب خواندنی است. «باب اسرار» هر چند از زبان یک نویسنده ترک تبار نوشته شده اما همچون دری است به سوی روشنایی و فهم بیشتر، وقایع اسرارگونه زندگی دو عارف بزرگ ایرانی. 
  • اما چطور امکان داشت. هیجانم را فرونشاندم و با دقت نگاه کردم.»

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

اولین نظر را بنویسید.

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در پرنده آبی
    «زندگی زنبور عسل یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در پرنده آبی
    « عقل و سرنوشت یکی از مقالات موریس مترلینک»
  • پرستو در عشق لرزه
    «فرضیه‌های جایگزین یکی دیگر از آثار اریک امانوئل اشمیت»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • مکس تکمارگ
    «مکس تگمارک (انگلیسی: Max Tegmark‎؛ زاده ۵ مهٔ ۱۹۶۷) یک دانشمند در زمینه کیهان‌شناسی اهل سوئد-ایالات متحده آمریکا است.
    او استاد موسسه ی تکنولوژی ماساچوست است و همچنین، نهادهای علمی و فناورانه ی متعددی را بنیان گذاشته است. عمده ی تحقیقات و فعالیت ه
    ...»
  • حسین نصیری
    «حسین نصیری، مدیر خلاقیت، نویسنده، کیوریتور و فعال فرهنگی و هنری‌ای می‌باشد که از سال ۱۳۸۴ در صنعت سرگرمی و از سال ۱۳۹۵ در حوزه‌ی تبلیغات مشغول به فعالیت می‌باشد؛

    او زندگی را سفری ماجراجویانه برای تحقق ماموریت شخصی‌اش – «اثرگذاری مثبت بر آدمی
    ...»
  • حمیدرضا شاه آبادی
    «حمیدرضا شاه آبادی (زاده ۱۳۴۶، تهران) پژوهشگر تاریخ، داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس معاصر است. وی از نویسندگان در حوزه ادبیات نوجوان و بزرگسال و یکی از مدیران با سابقه در نشر با تجربه مدیریت بر انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مؤسسه نشر بی ...»
  • سعید باستانی
    «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»
  • نورمن کینگزلی میلر
    «نورمن کینگزلی میلر، زاده ی 31 ژانویه ی 1923 و درگذشته ی 10 نوامبر 2007، رمان نویس، روزنامه نگار، مقاله نویس، نمایشنامه نویس، فیلمساز و بازیگر آمریکایی بود.میلر در بروکلین نیویورک به دنیا آمد و پس از سپری کردن دوران مدرسه در شانزده سالگی در دانشگاه ها ...»