کتاب سوتیکده سعادت اثر آذر دخت بهرامی

تصویر کاور کتاب سوتیکده سعادت

معرفی کتاب

اگر بخواهیم از بین کتاب های چند سال اخیر که با زبانی طنز نوشته شده اند یک نمونه ممتاز و خواندنی را نام ببریم باید به «سوتیکده سعادت» اشاره کنیم که در قالب طنزی جالب، جذاب و شیرین مخاطب را با خود همراه میکند و در سال 93 از سوی نشر چشمه راهی بازار کتاب شده است.
کتاب، داستان زندگی خانواده ای ایرانی به نام «سعادت» است که راوی، فرزانه، درباره زندگی عجیب و غریب و خانه بزرگ و پرماجرایشان صحبت می کند؛ خانه ای بزرگ که در دو طرف آن دو هوو زندگی می کنند که یکی پنج دختر و یک پسر و دیگری چهار پسر و یک دختر دارد.
نویسنده در مصاحبه ای گفته است نوشتن «سوتیکده سعادت» هشت سال به طـــول انجامیده و خواننــده به راحتی متوجه می شود که چقدر متن کتاب حساب شده، دقیق و البته با وسواس بسیار نوشته شده است. مخاطب، جهان را از دریچه وبلاگ و نوشته های فرزانه با اغراق و بزرگنمایی های لازم نوشته ای طنز آمیز می بیند؛ طنزی شوخ و شنگ که به همه چیز ریشخند می زند و گاهی انتقاد می کند.
آذر دخت بهرامی

خلاصه ای از کتاب

هنگامی که مخاطب شروع به خواندن کتاب می کند اولین نکته ای که ممکن است باعث جلب توجه او شود، تفاوت روایت آن با سایر کتاب هاست؛ چرا که از نثر فاخر و ادبی خبری نیست و کلمات خیلی خودمانی و حتی اصطلاحا «کوچه بازاری» بیان می شوند: «هر بار شروع کرده ام، نوشته هایم دست فرخ آنتن افتاده و از لج او، قبــل از آن که بخواند همه را پاره کرده ام. اما اینجا انگار خیلی مکان است. عمرا آدرسش را به کسی لو بدهم. نه دست کسی می افتد، نه می گذارم دست کسی بیفتد! فقط هنوز یک کم باقالی و گُنج می زنم...بیل گیتس را دیده اید؟ من فِری شانم»

ساختار داستان

علاوه بر سبک و نوع روایت، آنچه باعث تفاوت این کتاب خواندنی می شود ساختار و فرم آن است. مخاطب از ابتدا تا انتهای غافلگیرکننده کتاب، وبلاگ فرزانه را می خواند به عبارت دیگر داستان در قالب وبلاگ نویسی به پیش می رود؛ وبلاگی که با هیچ موتور جستجویی در ایران یافت نمی شود زیرا ســِرور آن، به درخواست خود روای از دوست خارجــی اش پیتر، چینی است. فرزانه همه سوتی ها، اتفاقات عجیب، حوادث و خاطرات خود را در این وبلاگ می نویسد که هیچ خواننده ای هم ندارد و البته دور از انتظار نیست چرا که از دسترس خوانندگان ایرانی خارج است: «اینها را در کافی نت دارم می نویسم. هر کار کردم فرخ عتیقه حاضر نشد لپ تاپش را بدهد. امروز صبح مامان رفعت گریه می کرد. خانم جان و ننه جان هم مثل پروانه دور و بَرَش می چرخیدند و براش بادرنجبویه و گل گاوزبان دم می کردند و به زور به خوردش می دادند.»
واژه های متفاوت

نکته دیگری که در باب ساختار متفاوت «سوتیکده سعادت» می توان به آن اشاره کرد استفاده از کلمات انگلیسی-فارسی یا همان «فینگلیش» است مثل دکوراچیدمانسیون، ساتلایت بازار، مانی زنی، فلاش بکانه و...همچنین تغییر و یا استفاده از کلمات کاملا عامیانه همچون شاسکولیان، فخن، کُپه گِلی، خز و خیل و...«تنها حُسن خوبی که این اوضاع قاراشمیش دارد این است که به خاطر غیب شدن پاپا جان سوپرمن، در منزل ما وضع اوضاعی است که دیگر فرخ شاسلیت حوصله ندارد تیریپ بیاید و تا لب تر می کنم لپتاپش را بدون اُس کردن من، می دهد تا بقلمم!»

سنت و مدرنیته

هرچند فرزانه دختری است که در خانواده ای سنتی زندگی می کند اما دلش نمی خواهد در چارچوب های تعیین شده باقی بماند و سودای ترکیه در سر دارد و برخلاف خواهرهایش به هتل پنج ستاره برای جشن عروسی فکر می کند و در مجموع نمادی از مدرنیزم در برابر سنت های خانواده است. در قسمتی که خانواده سعادت به خانه ای در شمال تهران «اسباب کُشی» می کنند نویسنده در بیان تفاوت های زندگی سنتی و مدرن بسیار فوق العاده عمل کرده است:«عرضم به حضور شما، ما شوتینگ زباله داریم. یعنی کافی است زباله ها را از آن دریچه شوت کنی تا خودش صاف برود توی سطل زباله! دیگر لازم نیست هر شب یکی از ما پنج نفر به نوبت سطل زباله را تا دم در ببریم و از ترس سوسک، پاچه شلوارمان را بالا بگیریم!... در ضمن هر واحدِ طبقات پایین دو ویوو دارند، ولی واحد ما سه ویوو دارد! این هم مزیت دیگر مایه دار بودن! گمانم با این کار پاپا جان که منجر به خرید این پنت هاوس شد خاندان جلیل رفعت همه گناهانش را بخشیدند.»
مطالعه کتاب «سوتیکده سعادت» می تواند ساعت های متوالی خواننده را آنقدر سرگرم کند و خنده بر لبش بنشاند که همه غم ها، دلتنگی ها و گذر زمان را برای مدتی فراموش کند! 

جملاتی از متن کتاب

  • «من دارم به خدا رشوه می دهم. این روزها چنان جانماز آب می کشم که بیا و ببین...از نظر خانم جان، نمازهای من مثل یک چای کمرنگ و سرد، بی فایده است.»
  • «من نصف راه با مترو رفتم بقیه اش هم با «گدابَر» (درست مثل «نمابر» و «بالابر» و «آسانبر»! این کلمه را خودم ساختم. قبل از آنکه فرهنگستان دست به کار شود! کلمه ای فارسی است، معادل کلمه لاتین «اتوبوس»!

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

اولین نظر را بنویسید.

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • احمد در میرامار
    «من همین تکه کتاب را که شما گذاشته اید خواندم و با متن عربی و ترجمه انگلیسی کتاب تطبیق دادم. عجیب است که مترجم انگار اصلا زبان عربی نمی دانسته و یا اصلا نثر کتاب را درک نکرده وهرچه دلش خواسته نوشته است. حتی ظاهرا با فارسی نویسی هم اشنایی نداشته است و ...»
  • ریحانه در همه چیز همه چیز
    «بسیار بسیار کتاب عالی بود»
  • نازی در آذرخش
    «رمان آذرخش خیلی قشنگه. جذاب و خوشخوان. با اینکه طولانیه اما آدم نمی تونه زمین بگذاره.»
  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • فاطمه قاسمیان
    «فاطمه قاسمیان نویسنده‌ی حوزه‌ی کودک و نوجوان است.

    از دیگر آثار فاطمه قاسمیان:
    ماشین ها
    دایناسورها
    زندگينامه چهاردهم عصوم (ع) و اماكن زيارتی
    ...»
  • نوشین حیدری ثانی
    «ترجمه های نوشین حیدری ثانی:

    عشق در یک کلیک اثر رینبو راول
    المت اثر فیونا مازلی
    فن گرل اثر رینبو راول
    نجیب زاده ای در مسکو اثر ایمور تولس
    ...»
  • فیونا مازلی
    ««فیونا مازلی» نویسنده ۲۹ ساله انگلیسی و نویسنده رمان «اِلمت» است.
    سال 2017 برای فیونا مازلی سال تعیین کننده ای بود. نه تنها شروع کارِ نویسند‌گیِ بود، بلکه با چاپ کتاب المت به لیست کتب برتر سال راه یافته است.
    ...»
  • هادی راعی
    «هادی راعی نویسنده‌ی پرکار حوزه‌ی کودک و نوجوان است.
    راعی کتابهایی زیادی در زمینه‌ی دانستنی ها، تاریخ و مذهب برای کودکان نوشته است.

    از آثار هادی راعی میتوان به:
    مثلث برمودا
    شاهان ایران باستان
    عجایب هفتگانه جهان
    زندگانی اما
    ...»
  • عطیه زیوار
    «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»