کتاب پاستیل های بنفش اثر کاترین اپلگیت

تصویر کاور کتاب پاستیل های بنفش

معرفی کتاب

گاهی در زندگی ما شرایطی پیش می آید که نیازمند مقاومت، صبر و امیدواری است. تکیه بر خانواده و دوستان و احساس همبستگی باعث می شود تا تحمل روزهای سخت، آسانتر شود.
«پاستیل های بنفش» نوشته «کاترین اپلگیت» و با ترجمه «آناهیتا حضرتی» از کتابهای خواندنی و پر فروش نشر پرتقال است که برای کودکان و نوجوانان نوشته شده اما خواندن آن برای مخاطب بزرگسال نیز خالی از لطف و زیبایی نیست.

کاترین اپلگیت در کتاب پاستیل‌های بنفش داستانی جادویی و شگفت‌انگیز در ستایش عشق، دوستی و خانواده روایت می‌کند. این کتاب محبوب درباره‌ی پسری است که از خیال‌پردازی خوشش نمی‌آید اما دوستی خیالی از ایام کودکی به زندگی‌اش بازمی‌گردد و به حل مشکلات او کمک می‌کند. نویسنده در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه نیروی تخیل پسرک داستان و شوخ طبعی و امیدواری پدر و مادرش، تحمل دوران سخت را برای آن‌ها آسان‌تر می‌کند.
کاترین اپلگیت

خلاصه ای از کتاب

کتاب، داستان زندگی «جکسون» را روایت می کند که پدرش بیمار شده و شغلش را از دست داده است. مادر او به عنوان پیشخدمت در رستوران های مختلف مشغول به کار است اما زندگی برای آنان خیلی سخت می گذرد و از نظر مالی در شرایط بدی هستند، بسیاری از روزها چیزی برای خوردن ندارند و جکسون و خواهر کوچکش با اختراع یک بازی سعی می کنند تا گرسنگی را کمتر احساس کنند؛ اما پس از مدتی اوضاع بدتر می‌شود. پدر و مادر قادر به پرداخت اجاره خانه نیستند و جکسون و خواهرش باید خود را برای زندگی در یک مینی ون آماده کنند.
پدر و مادرش با خوش بینی و شوخ طبعی تلاش می کنند آن‌ها را وارد مشکلات خودشان نکنند؛ اما جکسون که قبلا هم مدتی را در ون زندگی کرده بود، از این شرایط و همین طور از دست پدر و مادرش بسیار عصبانی است چراکه آن‌ها واقعیت را به او نمی‌گویند. برای همین تصمیم می‌گیرد از خانه فرار کند. او نامه‌ای به آن‌ها می‌نویسد؛ اما پیش از این که فرار کند، پدر و مادرش نامه‌ی او را پیدا و با او صحبت می‌کنند. جکسون آرام می‌شود و پدر و مادر هم به او قول می‌دهند که دیگر هرگز واقعیت را از او پنهان نکنند و به عنوان نخستین واقعیت به او می‌گویند که که زندگی بالا و پایین زیاد دارد و ولی هرگز نباید امید را از دست داد.
جکسون خود را فردی منطقی و «حقیقت دوست» می داند، حضور دوست خیالی اش «کرنشا» که گربه ای بسیار بزرگ است به او کمک می کند تا مشکلاتش را راحت تر حل و تحمل کند.
نویسنده در تلاش است تا به خوانندگان، کودکان و نوجوانان، آموزش دهد در بدترین شرایط، نکات مثبت را ببینند چرا که چنین امری باعث می شود تا در برخورد با سختی ها تحمل بیشتری بیابند. در قسمتی از کتاب هر چند خانواده جکسون مجبور شده اند به دلیل وضعیت بد مالی برخی اسباب و وسایل خانه شان را بفروشند و خیلی ناراحت به نظر می رسند اما دیدگاه جکسون را اینگونه می خوانیم: «تماشای فروخته شدن وسایلمان آنقدرها هم بد نبود. با خودم گفتم هر دلاری که گیرمان بیاید، خوب است و همه آن وسایل یک مشت چیزهای به درد نخور هستند و تازه خیلی هم خوب بود که در کنار دوستان و همسایه ها بودیم.»

در جای جای کتاب، تأکید نویسنده بر «امیدواری» را می بینیم. وی از زبان اشخاص داستان  و در قالب ساده ترین مثال ها و جمله ها «امیدوار بودن» را یادآوری می کند. نویسنده منکر وجود مشکلات و راه های پر پیچ و خم در زندگی نیست با این وجود «امید» را لازمه زندگی، حتی در سخت ترین شرایط می داند.
از دیگر موضوعات پررنگ کتاب «پاستیل های بنفش» می توان به دوستی اشاره کرد. از نظر نویسنده، دوستان خوب تحمل سختی ها را آسانتر می کنند و نیازی نیست حتما دوستان ما در واقعیت «وجود داشته باشند» بلکه گاهی دوستانی خیالی همچون «کرنشا»، گربه ای که ذهن جکسون آن را ساخته است، باعث بهتر شدن حالمان می شوند: «با خودم فکر کرده ام چه چیز! یه گربه داره باهام حرف میزنه!» این چیزی نیست که برای هر کسی کنار جاده اتفاق بیفته. اما تنها فکری که یادم می آید این است که چقدر خوب است دوستی داشته باشی که به اندازه تو از پاستیل بنفش خوشش بیاید.»

در مقابل دوست خیالی، نویسنده از دوست واقعی جکسون، «ماریسول» نام می برد؛ کسی که راوی کتاب با خیال راحت آنچه دل تنگش می خواهد برای او می گوید و نگران نیست مسخره اش کند و یا او را «دیوانه» خطاب کند: «بعد همه چیز را به او گفتم اینکه چقدر نگران بودم و چطور بعضی روزها گرسنه می خوابیدیم و اینکه تا چه اندازه از آینده می ترسیدم.»
تصویری که نویسنده کتاب از فقر ارائه می دهد در عین ساده بودن، زیبا و عمیق است. واقعیتی که خانواده جکسون با آن دست و پنجه نرم می کنند قابل پنهان ساختن و چشم پوشی نیست: «می دانستم چه باید به او بگویم. رابین باید واقعیت را مـی شنید. ما مشکل مالی داشتیم به احتمال زیاد، باید از آن آپارتمان می رفتیم. شاید باز هم مجبور بشویم توی مینی وَن زندگی کنیم. شاید مجبور بشود از همه دوست هایش دل بکند.»
«پاستیل های بنفش» داستان و روایتی است از جادوی حضور و وجود کسانی که دوستشان داریم و در بدترین شرایــط می توانند بهترین خاطرات و لحظه ها را برایمان بسازند؛ دوستانی واقعی یا خیالی و ساخته و پرداخته ذهن که همیشه شیرینی یاد و خاطره آنان به قلب ما روشنایی و آرامش می بخشد.

جملاتی از متن کتاب

  • «ببین جکسون، زندگی بالا و پایین زیاد داره، خیلی پیچیده است. اگر همیشه زندگی این شکلی بمونه، خیلی خوبه» و با دستش یک خط مستقیم رو به بالا را نشان داد؛ «اما توی واقعیت زندگی این شکلیه» بعد خط زیگزاگی با دستش کشید که مثل کوه بالا و پایین می رفت؛ «برای همین باید خیلی تلاش کرد و نا امید نشد.»
  • در هر صورت کرنشا خیلی وقت شناس بود. درست وقتی وارد زندگیم شد که بهش احتیاج داشتم. زمان خوبی بود که دوستی داشته باشم، حتی از نوع خیالی اش!
  • «مامانم یک بار بهم گفت که مشکلات مالی، یواش یواش گریبان آدم را می گیرند. گفت مثل سرما خوردن می ماند. اول فقط گلویت میخارد، بعد سرت درد می گیرد شاید هم سرفه کنی... شاید یک شبه بی خانمان نشویم اما اوضاع چنین حسی به من می داد.»
  • چند ساعت بعد از ماجرای مرموز پیداشدن پاستیل‌های بنفش، درست وسط برشتوک‌بازیِ ما، مامان یک کیسه به هرکداممان داد. گفت برای یادگاری‌هایمان است. قرار بود یکشنبه خیلی از وسایلمان را توی حیاط بفروشیم، غیر از چیزهای مهم مثل کفش‌ها، تشک‌ها و چندتا بشقاب. مامان و بابام امیدوار بودند بتوانند با فروش آن‌ها، پول کافی برای پرداخت اجاره‌خانه و قبض آب به‌دست بیاورند.

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

اولین نظر را بنویسید.

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • احمد در میرامار
    «من همین تکه کتاب را که شما گذاشته اید خواندم و با متن عربی و ترجمه انگلیسی کتاب تطبیق دادم. عجیب است که مترجم انگار اصلا زبان عربی نمی دانسته و یا اصلا نثر کتاب را درک نکرده وهرچه دلش خواسته نوشته است. حتی ظاهرا با فارسی نویسی هم اشنایی نداشته است و ...»
  • ریحانه در همه چیز همه چیز
    «بسیار بسیار کتاب عالی بود»
  • نازی در آذرخش
    «رمان آذرخش خیلی قشنگه. جذاب و خوشخوان. با اینکه طولانیه اما آدم نمی تونه زمین بگذاره.»
  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • فاطمه قاسمیان
    «فاطمه قاسمیان نویسنده‌ی حوزه‌ی کودک و نوجوان است.

    از دیگر آثار فاطمه قاسمیان:
    ماشین ها
    دایناسورها
    زندگينامه چهاردهم عصوم (ع) و اماكن زيارتی
    ...»
  • فیونا مازلی
    ««فیونا مازلی» نویسنده ۲۹ ساله انگلیسی و نویسنده رمان «اِلمت» است.
    سال 2017 برای فیونا مازلی سال تعیین کننده ای بود. نه تنها شروع کارِ نویسند‌گیِ بود، بلکه با چاپ کتاب المت به لیست کتب برتر سال راه یافته است.
    ...»
  • هادی راعی
    «هادی راعی نویسنده‌ی پرکار حوزه‌ی کودک و نوجوان است.
    راعی کتابهایی زیادی در زمینه‌ی دانستنی ها، تاریخ و مذهب برای کودکان نوشته است.

    از آثار هادی راعی میتوان به:
    مثلث برمودا
    شاهان ایران باستان
    عجایب هفتگانه جهان
    زندگانی اما
    ...»
  • چارلز برلیتز
    «چارلز برلیتز( زاده ۲۰ نوامبر ۱۹۱۴، نیویورک، ایالت نیویورک، آمریکا_ فوت: ۱۸ دسامبر ۲۰۰۳، تاماراک، فلوریدا، آمریکا ) نویسنده معروف آمریکایی است.
    چارلز برلیتز معلم زبان چند زبانه و زبان آمریکایی بود. به دلیل دوره های آموزش زبان و کتاب های خود در مور
    ...»
  • حسین ستوده
    «کتاب مشاعره از حسین ستوده توسط نشر الهام به چاپ رسیده است.
    از دیگر آثار حسین ستوده کتاب انگار همین دیروز بود است. این کتاب مروری بر خاطرات دهه شصت تا هفتاد است.
    ...»