کتاب کافه پیانو اثر فرهاد جعفری

تصویر کاور کتاب کافه پیانو

معرفی کتاب

این کتاب که اولین نوشته فرهاد جعفری می باشد،داستان مردی را روایت می کند که از کار قبلی خود شکست خورده و حالا برای پرداخت مهریه همسرش کافه ای باز کرده و در مواقع خلوت که سرو کله هیچ مشتری ای پیدا نمی شود جلو پنجره می نشیند و یک سیگار یا پیپ را روشن می کند و از پنجره حواسش به درختان و پرنده ها هست. بر سر اختلافاتی از همسرش جدا زندگی می کند و در هر فصل از این کتاب داستانی از یکی از مشتریان یا زندگی خودش را روایت می کند که بسیار خواندنی و جذاب است. و با رو شدن حقایق جدید در اواسط کتاب لذت خواندنش چند برابر می شود.
داستان بصورت اول شخص بازگو می شود و اکثر کاراکترهای داستان بخصوص راوی حقیقی هستند؛ مانند گل گیسو، همایون و ...
این کتاب که اولین بار در سال ۱۳۸۶ منتشر شد، در تابستان ۱۳۸۸ به چاپ بیست و پنجم رسید. خواندن این کتاب جذاب و شیرین را به کسانی که می گویند رمان های ایرانی ارزش خواندن ندارند، پیشنهاد می کنم.
فرهاد  جعفری

خلاصه ای از کتاب

راوی که از شغل سابقش یعنی دفتر روزنامه، که با شکست مواجه می شود و با همسرش بر اثر اختلافاتی جدا از هم زندگی می کنند، برای پرداخت مهریه کافه ای با نام کافه پیانو باز می کند و از حال و هوای کافه و مردمی که در آنجا در رفت و آمدند می گوید. این کتاب از داستانک های کوتاهی از جمله داستان تک تک مشتری های کافه و دوست صمیمی کافه چی به نام همایون که سالهاست در خارج از ایران اما با عقاید خودش زندگی می کند، تشکیل شده است.
گل گیسو، گل گیسوی شیرین زبان هفت، هشت ساله، هر روز بعد از مدرسه به کافه برای کمک به پدر می رود و ظرف ها را می شوید. راوی علاوه بر اینکه سعی دارد دختر کوچکش را با زندگی آشنا کند در همان شرایطی که کمتر خانه است درباره ادب و نزاکت با او به بحث می نشنید. گل گیسو تنها نیست و بعضی روزها به خانه مادرش هم می رود و گاهی مادرش نیز وقتی همسرش خانه نباشد به خانه آن دو می رود و برای گل گیسو غذا می پزد و به کمد لباس ها سری می زند و لباس همسرش را می بوید. این یک رسم در میان گل گیسو و پدر و مادرش بود که هر بار کسی دلتنگ دیگری می شد می رفت سر وقت کمد و لباس هایش را می بویید...
راوی هر بار که با خود خلوت می کند به خاطراتش باز می گردد به روز برفی که خودش و گل گیسو برای برف بازی به حیاط رفتند اما همسرش هرگز با آنها بیرون نرفت چون او همیشه درحال لرزیدن از سرما بود و جوری در خانه لباس می پوشید که شبیه اسکی بازهای خارجی می شد.
هر باری که راوی برای استراحت در مواقع خلوت جلوی پنجره کافه اش می نشنید و به درختان و پرنده ها نگاه می کند، دختر جوانِ لوندی به نام صفورا با حرکاتی عجیب، سعی در دلبری دارد اما او همچنان به همسرش پایبند است و هر روز به هر بهانه ای با هم تلفنی صحبت می کنند. گاهی می گویند و می خندد و گاهی همسرش از پشت خط گریه می کند و می گوید که دلش تنگ شده...
اما صفورا با تیز هوشی پایش را به کافه باز می کند ابتدا برای اجرای نمایشی که معلوم می شود یک بازی برای به دام انداختن راوی بوده و بعد بجای گل گیسو ظرف های کثیف کافه را می شوید.گل گیسو از این جریان ناراحت می شود.اما صفورا با دروغ هایی که سر هم می کند دل او را نیز می برد.
گر چه این رمان تحت تاثیر علاقه ی شدید نویسنده به رمان معروف و مشهور عقاید یک دلقک هاینریش بُل و ناتور دشت سلینجر می باشد، اما چنان با گرمی روایت می شود که به تندی صفحات را ورق می زنیم تا از رازهای این کتاب زیبا زوتر مطلع شویم.

جملاتی از متن کتاب

  • همین که پایم را می گذارم توی خانه کسی؛ قبل از هر کجای دیگر، می روم سراغ کتابخانه ی طرف. چون که جلوی کتابخانه کسی، بهتر از هر کجای دیگر می شود روحیات صاحبخانه را شناخت. و از آن گذشته؛ پای یک کتابخانه و در حالی که کتابی را گرفته ای دستت و دست دیگرت را هم گذاشته ای جیبت، یک پز قشنگ و موقعیت معرکه ایست برای باز کردن سر بحث و گفت و گو با یک زن.
  • اگر می بینید کسی کار بزرگی نمی کند، برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند یا اساسآ آدم کوچکی است.
  • عقاید یک دلقک که کم کم سالی دو سه بار باید بخوانمش تا آن سال واقعآ اسمش سال باشد و بیارزد که آدم آن را قسمتی از عمرش حساب کند.

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

اولین نظر را بنویسید.

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • احمد در میرامار
    «من همین تکه کتاب را که شما گذاشته اید خواندم و با متن عربی و ترجمه انگلیسی کتاب تطبیق دادم. عجیب است که مترجم انگار اصلا زبان عربی نمی دانسته و یا اصلا نثر کتاب را درک نکرده وهرچه دلش خواسته نوشته است. حتی ظاهرا با فارسی نویسی هم اشنایی نداشته است و ...»
  • ریحانه در همه چیز همه چیز
    «بسیار بسیار کتاب عالی بود»
  • نازی در آذرخش
    «رمان آذرخش خیلی قشنگه. جذاب و خوشخوان. با اینکه طولانیه اما آدم نمی تونه زمین بگذاره.»
  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • فاطمه قاسمیان
    «فاطمه قاسمیان نویسنده‌ی حوزه‌ی کودک و نوجوان است.

    از دیگر آثار فاطمه قاسمیان:
    ماشین ها
    دایناسورها
    زندگينامه چهاردهم عصوم (ع) و اماكن زيارتی
    ...»
  • نوشین حیدری ثانی
    «ترجمه های نوشین حیدری ثانی:

    عشق در یک کلیک اثر رینبو راول
    المت اثر فیونا مازلی
    فن گرل اثر رینبو راول
    نجیب زاده ای در مسکو اثر ایمور تولس
    ...»
  • فیونا مازلی
    ««فیونا مازلی» نویسنده ۲۹ ساله انگلیسی و نویسنده رمان «اِلمت» است.
    سال 2017 برای فیونا مازلی سال تعیین کننده ای بود. نه تنها شروع کارِ نویسند‌گیِ بود، بلکه با چاپ کتاب المت به لیست کتب برتر سال راه یافته است.
    ...»
  • هادی راعی
    «هادی راعی نویسنده‌ی پرکار حوزه‌ی کودک و نوجوان است.
    راعی کتابهایی زیادی در زمینه‌ی دانستنی ها، تاریخ و مذهب برای کودکان نوشته است.

    از آثار هادی راعی میتوان به:
    مثلث برمودا
    شاهان ایران باستان
    عجایب هفتگانه جهان
    زندگانی اما
    ...»
  • عطیه زیوار
    «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»