خانه / کتاب‌ها / میرامار /
تصویر کاور کتاب میرامار
معرفی کتاب

میرامار

میرامار

اثری از نجیب محفوظ

دسته بندی

معرفی کتاب

«میرامار» نوشته نجیب محفوظ نویسنده مصری برنده جایزه نوبل ادبیات است.

خلاصه‌ای از کتاب

داستان این رمان در پانسیونی به نام میرامار می گذرد و به زندگی ساکنین این پانسیون، صاحب یونانی آن با نام ماریانا و خدمتکار جوانش می پردازد. تمام کارهای ساکنین میرامار، حول محور دختری خدمتکار به نام زهره می چرخد. زهره، دختر جوان و زیبایی است که زندگی اش در روستا را رها کرده و به میرامار آمده است. همزمان با این که هر شخصیت تلاش می کند تا علاقه و اعتم
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- «بازاری فتنه‌انگیز و رنگارنگ، که شکم‌ها و قلب‌هارا به آشوب می‌کشاند. امواجی هایل از پرتو نورهای جذابی که ظرف‌های اطعمه با رایحه‌های اشتهاآور در آن شناورند، بسته‌های اغذیه تند و تیز و شیرین، انواع گوشت‌های خرد شده و دودی و تازه، لبنیات و فراورده‌هایش، و شیشه‌های چندضلعی، ساده، مربع، شکم‌دار و شیاردار سرشار از شراب‌های گوناگون، ساخت ملیت‌های مختلف. چنین است که قدم‌هایم به‌طور ناخودآگاه مقابل هر فروشنده یونانی سست می‌شود. - حال و هوای پاییزی، با چسبندگی شهوانی‌اش مرا در هم می‌پیچاند. چشمانم به این دخترک روستایی که بین مشتریان مقابل بساط‌ها ایستاده، خیره شده‌اند. همان‌طور که قیمت‌ شراب‌ها را می‌پرسم، ‌ نگاهم به او تلاقی می‌کند. حالا از سمت بالای پیاده‌رو در امتداد او ایستاده‌ام، از بین هیاهو و غوغای جمعیت عابرین می‌بینمش، از کنار بشکه زیتون می‌گذرد، روی بساط خم می‌شود و نگاهم روی چهره سبزه‌اش که رو به فروشنده‌ای با سبیل بالکانی است، متوقف می‌ماند. روی شانه‌اش کیف دست‌بافت چهارخانه‌ای پر از کالاهای خریداری ‌شده قرار دارد و گردن شیشه جانی واکر از آن بیرون زده است. همان‌طور که از بازار بیرون می‌رفت، مقابلش درآمدم و چشم‌هایمان با هم تلاقی کرد. چشمان کنجکاو و بانفوذش به نگاه خندان و شیفته‌ام گره خورد. به راهش ادامه داد؛ دنبالش کردم چاره‌ای نداشتم جز آنکه به این زیبایی عبیرآمیز روستایی دوست‌داشتنی، درود بفرستم. در مسیر خیابان ساحلی با نسیم پاییزی مشعشع از شعاع‌های رنگارنگ غروب محاصره شده بودیم و او پیشاپیش من با قدم‌های شمرده و سریع راه می‌رفت تا به کوچه‌ای پیچید که عمارت میرامار آنجا قرار داشت. همین‌طور ‌که به داخل ساختمان می‌رفت، نگاهی به من انداخت، نگاهی عسلی و بی‌تفاوت! فصل پنبه‌چینی روستایمان در خاطرم زنده شد...»

شناسنامه کتاب

نویسنده: نجیب محفوظ
تعداد صفحات: 192
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786008004134
امتیاز گودریدز: 3.82
قیمت چاپ اول: 13,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده احمد کسروی
    احمد کسروی
    « احمد کسروی متولد سال 1269 ش است. او در جوانی آراء تجددطلبانه پیدا کرد و در زمان وزارت داور در عدلیه‌ رژیم رضاشاه، مدتی به عنوان دادستان تهران به کار م ...»
  • تصویر نویسنده اویگن روگه
    اویگن روگه
    « اویگن روگه، زاده ی 24 ژوئن 1954، نویسنده، مترجم و کارگردان آلمانی است.روگه پس از مطالعه ی ریاضیات در دانشگاه هامبولت، به عنوان محقق در آکادمی علوم آلم ...»
  • تصویر نویسنده اسلاوی ژیژک
    اسلاوی ژیژک
    « اِسلاوُی ژیژِک (زادهٔ ۲۱ مارس ۱۹۴۹) فیلسوف، روان‌کاو، نظریه‌پرداز، جامعه‌شناس، منتقد فرهنگی و سیاست‌مدار اسلوونیایی است. او در لیوبلیانا به دنیا آمد و ...»
  • تصویر نویسنده رضا کیانیان
    رضا کیانیان
    « رضا کیانیان متولد ۲۹ خرداد ماه سال ۱۳۳۰ در تهران میباشد. او دومین فرزند خانواده و دارای ۴ برادر و دو خواهر میباشد. او در سال ۱۳۵۵ از دانشکده هنر‌های ز ...»
  • تصویر نویسنده مژگان کلهر
    مژگان کلهر
    « مژگان کلهر ویراستار ، نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان در سال ۱۳۵۰ در تهران زاده شد. وی در رشتهٔ مترجمی زبان انگلیسی، تحصیل کرده است. مژگان کلهر ا ...»