خانه / کتاب‌ها / دیوار /
تصویر کاور کتاب دیوار
معرفی کتاب

دیوار

دیوار

اثری از ژان پل سارتر

دسته بندی

معرفی کتاب

کتاب دیوار، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی ژان پل سارتر و تعدادی دیگر از نویسندگان برجسته ی دنیا است که توسط صادق هدایت به فارسی بازگردانده شده است. داستان دیوار، اولین قصه از این مجموعه، سه زندانی سیاسی را در شب قبل از اعدامشان به مخاطب معرفی می کند.

خلاصه‌ای از کتاب

این داستان درباره‌ی زندانی محکوم‌به اعدام است که در لحظه‌های آخر عمرش به سر می‌برد. معنا و مفهوم زندگی برای این زندانی دچار تغییر و تحول می‌شود و او تصمیم می‌گیرد پیش از مرگش سربازان و بازجویان را دست بی اندازد که منجر به اتفاقی دور از ذهن می‌شود.

داستان‌های «جلو قانون» و «شغال و عرب» از دیگر داستان‌های کوتاه این کتاب نوشته‌ی «فرانتس کافکا» یکی از
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- شاید بیست مرتبه پی‌درپی مراسم اعدام خودم را برگزار کردم و نیز یک‌دفعه گمان کردم که به‌طورقطع این پیش آمد انجام گرفته و یک ثانیه خوابم برد. آن‌ها مرا به‌طرف دیوار می‌کشاندند؛ من تقلا می‌کردم و پوزش می‌خواستم. از خواب پریدم و به بلژیکی نگاه کردم، می‌ترسیدم که در خواب فریادی کرده باشم؛ اما او سبیلش را تاب می‌داد، چیزی دستگیرش نشده بود. اگر می‌خواستم گمان می‌کنم که می‌توانستم یک‌لحظه بخوابم، چهل‌وهشت ساعت می‌گذشت که بیدار بودم و به ‌جان آمده بودم؛ ولی نمی‌خواستم دو ساعت زندگی را از دست بدهم. آن‌ها سحر مرا بیدار می‌کردند و من گیج خواب دنبالشان می‌افتادم و بی‌آنکه فرصت «اوف» گفتن داشته باشم، جیغ‌وداد می‌کردم؛ من این را نمی‌پسندیدم. نمی‌خواستم مثل یک حیوان بمیرم، می‌خواستم هوشم سر جا باشد. به‌علاوه از کابوس هم می‌ترسیدم. بلند شدم به درازی و پهنا راه رفتم و برای اینکه فکرم را عوض بکنم درباره وقایع زندگی گذشته‌ام فکر کردم. یک‌مشت یادگارهای درهم‌وبرهم جلو چشمم مجسم شد. یادگارهای خوب و بد باهم بودند و یا بیشتر عادت داشتم که آن‌ها را این‌طور بنامم؛ قیافه‌ها و پیش آمدها در آن بود. قیافه جوانی به یادم آمد که در روز جشن در شهر والانس در میدان مسابقه جنگ گاو شکمش پاره شد. قیافه یکی از عموهایم و قیافه رامون گری را به خاطرم آوردم. پیش‌آمده‌ایی به یادم آمد که چطور در ‎۱٩۲۶‏ سه ماه بیکاری کشیدم و نزدیک بود که از گرسنگی بمیرم. یاد شبی افتادم که در شهر «گرناد» روی یک نیمکت گذراندم. سه روز بود که چیزی نخورده بودم، خشمناک بودم و نمی‌خواستم که بمیرم. از این موضوع لبخند زدم. با چه پشتکاری دنبال خوشبختی می‌دویدم، دنبال زن‌ها و دنبال آزادی می دویدم. برای چه بود؟ می‌خواستم اسپانی را نجات بدهم، پئی مارگال را ستایش می‌کردم، داخل جنبش شورشیان شده بودم و در محافل عمومی نطق کرده بودم، همه این قضایا را جدی گرفته بودم. متل اینکه زنده جاوید خواهم بود.

شناسنامه کتاب

تعداد صفحات: 120
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9782000626398
قیمت چاپ اول: 14,500 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمدرضا کمالی
    محمدرضا کمالی
    « اطلاعاتی از نویسنده در دسترس نیست. ...»
  • تصویر نویسنده فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    « فاطمه (تینا) نیک خاکیان در سال 1367 متولد گردید. وی از سال 1395 کار نویسندگی را شروع کرد.
    اولین کتاب وی با عنوان جرقه ای در شب در نیمه اول سال 14
    ...»
  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»