خانه / کتاب‌ها / حرمسرای قذافی /
تصویر کاور کتاب حرمسرای قذافی
معرفی کتاب

حرمسرای قذافی

حرمسرای قذافی

اثری از آنیک کوژان

دسته بندی

معرفی کتاب

کتاب حرمسرای قذافی نوشته‌ی خبرنگار فرانسوی آنیک کوژان یک افشاگری درباره‌ی زنانی است که قربانی تجاوز یکی از بزرگترین دیکتاتورهای تاریخ مُعمّر قذافی شده‌اند.

آنیک کوژان به خاطر حرمسرای قذافی چند جایزه معتبر جهانی را از آن خود کرده است. او با سند و مدرک به ما نشان می‌دهد که قذافی هیولایی بی‌بدیل در بین همتایان دیکتاتورش بود.حرمسرای قذافی را با ترجمه‌
ادامه متن

خلاصه‌ای از کتاب

کتاب حرمسرای قذافی، در دو بخش از زندگی زنانی می‌گوید که قربانی تجاوز معمّر قذافی شده‌اند. ثریا یکی از دختران جوانی است که در پانزده‌سالگی ربوده شد و سال‌های با خشونت، به عنوان یک برده‌ی جنسی فعالیت می‌کرد. بسیاری از زنان و دختران و دیگر قربانیان، حتی بعد از سقوط حکومت و نابودی قذافی، از ترس آبرو حاضر نشدند تا آنچه که در این سال‌ها متحمل شده بودند ب
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- کلاس اول هنوز شروع نشده بود که یکی از معلم‌ها داخل شد و به من گفت مرا برای تقدیم دسته‌گل و هدایا به قائد اعظم انتخاب کرده‌اند. من! همان دختر آرایشگاهی! همان دانش‌آموزی که همیشه او را دور از دیگر دانش‌آموزان نگه می‌داشتند! کاملا یکه خورده بودم. اول چشم‌هایم از فرط تعجب گشاد شد، بعد از جایم بلند شدم، شاد و بشاش و آگاه از این‌که همه دخترهای کلاس دارند به من حسودی می‌کنند. معلم‌ها مرا به اتاق بزرگی بردند که تعدادی دانش‌آموز دیگر هم که مثل من انتخاب شده بودند در آن‌جا حضور داشتند. سپس به همه ما دستور دادند خیلی سریع یونیفورم‌هایمان را درآوریم و لباس سنتی لیبیایی بپوشیم. لباس‌ها روی چوب‌لباسی‌ها حاضر و آماده بودند. پیرهن قرمز، شلوار قرمز، روسری و کلاه کوچکی که آن‌ها با نهایت دقت روی سرمان گذاشتند. وای چقدر همه این‌ها هیجان‌انگیز بود! معلم‌ها با ریزبینی خاصی مراقب بودند لباس‌هایمان کاملا مرتب باشد و به هر چیز جزئی توجه نشان می‌دادند. اگر طره موهای دانش‌آموزی فر خورده بود فورآ سشوار می‌آوردند تا آن را صاف بکنند. سنجاق روسری‌هایمان را چک می‌کردند مبادا معیوب باشند. پرسیدم: «بهتان التماس می‌کنم به من بگویید چگونه باید به قائد اعظم خوشامد بگویم! من باید چه کار کنم؟ آیا باید شعری یا جمله‌ای را از حفظ بخوانم؟» قلبم با سرعت صدها کیلومتر در ثانیه می‌زد و همزمان معلم‌ها به سختی کار می‌کردند تا ما خیلی خوب و معرکه به نظر بیاییم. حالا که به آن روز فکر می‌کنم، بره‌هایی را می‌بینم که در حال آماده شدن برای رفتن به سوی مسلخ بودند.

شناسنامه کتاب

نویسنده: آنیک کوژان
ناشر: ثالث
تعداد صفحات: 364
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786004052399
امتیاز گودریدز: 3.83
قیمت چاپ هفدهم: 48,500 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»
  • تصویر نویسنده هارلن کوبن
    هارلن کوبن
    « هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با ...»
  • تصویر نویسنده المور لئونارد
    المور لئونارد
    « المور لئونارد، زاده ی 11 اکتبر 1925 و درگذشته ی 20 آگوست 2013، نویسنده ای آمریکایی بود.لئونارد در لوییزیانا به دنیا آمد. او در سال 1946 به دانشگاه دیت ...»