خانه / کتاب‌ها / تالار گرگ /
تصویر کاور کتاب تالار گرگ
معرفی کتاب

تالار گرگ

تالار گرگ

اثری از هیلاری مانتل

دسته بندی

معرفی کتاب

تالار گرگ، کتاب داستانی تاریخی اثر نویسنده انگلیسی، هیلاری منتل است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. اتفاقات این کتاب که در فاصله سال‌های ۱۵۰۰ تا ۱۵۳۵ رخ می‌دهد، روایتی داستانی از زندگی تامس کرامول و صعود وی به قدرت در دربار هنری هشتم است. هیلاری منتل به خاطر نوشتن این کتاب در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه ادبی من بوکر شد. این کتاب بخشی از یک سه‌گانه است که قسمت دو
ادامه متن

خلاصه‌ای از کتاب

در دربار بی رحمانه ی پادشاه هنری هشتم، تنها یک مرد، جرأت به خطر انداختن زندگی اش را برای به دست آوردن دل پادشاه و رسیدن به مدارج بالای سیاسی دارد. انگلیس در دهه ی 1520، در آستانه ی فاجه ای بزرگ قرار دارد. اگر پادشاه بدون داشتن یک جانشین مذکر، از میان برود، ممکن است کشور به وسیله ی جنگ های داخلی به کلی نابود شود. هنری هشتم قصد دارد تا ازدواج بیست سا
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- خیلی زود به جایی رسید که باید پولی به دست می‌آورد. می‌توانست در حاشیه‌ی رودخانه کاری پیدا کند. اما از این واهمه داشت که اگر دیده شود، والتر به کمک آدم‌هایی که برای یک نوشیدنی، دست به هر کاری می‌زنند، پیدایش کند. راهی که اول به ذهن‌اش رسید، پنهان شدن توی یکی از قایق‌هایی بود که از دو بندر تیلبری و بارکینگ سفر خود را آغاز می‌کردند. بعد پشیمان شد و با خود گفت فرانسه کشوری است که در آن جنگ پیدا می‌شود. با چند نفری که حرف زد با بیگانگان خیلی زود أخت می‌شد همین عقیده را داشتند. بنابراین بندر دوور از همه بهتر است؛ راه افتاد. رسمی وجود داشت: هرکس در بارگیری یک گاری کمک می‌کرد، می‌توانست بر همان کاری سوار شود؛ گرچه اغلب ممکن نمی‌شد. این تجربه به او آموخت که بار زدن گاری، چه کار سختی است. آدم باید با یک کمد بزرگ روی دوش، راست پیش برود. کمترین لنگر برداشتن بار، هنگام عبور از دروازه، ممکن بود دشواری‌های بسیاری در پی‌آورد. اسب‌ها هم بودند. با اسب زندگی کرده بود و از اسب‌ها هم می‌ترسید. چون بعضی صبح‌ها والترکه شب پیش همراه با دوستان خود، در نوشیدن زیاده روی نکرده بود، حرفه‌ی دوم را پیش می‌گرفت: نعل‌بندی و آهنگری برای ساختن نعل. چه به خاطر نفس بد بویش با صدای رعد آسایش یا طرز کار خشنش در پیش بردن کار، حتی اسب‌ها که همیشه از نو شدن نعل خود، راضی هستند، دست و پای خود را می‌کشیدند، تن خود را می‌لرزاندند و از گرمای کوره می‌گریختند. ساق دستشان در دست والتر، سرشان را تکان می‌دادند و آرام نمی‌ایستادند. کار من این بود که سر اسب را نگه‌دارم، با اسب‌ها حرف بزنم و فاصله‌ی نرم میان دو گوش آن‌ها را ناز کنم. به اسب‌ها می‌گفتم که چقدر مادرشان آن‌ها را با نعل تازه دوست خواهد داشت. باید آرام با اسب‌ها حرف می‌زدم و وعده می‌دادم که والتر خیلی زود کارش را تمام می‌کند. از یک روز پیش یا پیش‌تر، چیزی نخورده بود و بدنش هنوز خیلی درد می‌کرد. از هنگام رسیدن به دوور زخم بزرگ روی سرش جوش‌خورده بود. اطمینان داشت که اندام‌های نرم درون بدن هم - کلیه، ریه و قلب - بهبود یافته‌اند. به هر حال می‌دانست که مردم وقتی به او نگاه می‌کنند، می‌بینند صورت او هنوز زخمی است. مورگن ویلیامس، پیش از راه افتادن، موجودی بدن او را بازبینی کرده بود: دندان - به طرزی معجزه‌وار هنوز در حفره‌ی دهان موجود. دو چشم، به شکل معجزه‌آسایی بینایی دارند؛ به‌اضافه‌ی دو دست و دو پا که شکر خدا کار می‌کنند؛ دیگر چه می‌خواهی؟

شناسنامه کتاب

تعداد صفحات: 864
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786001820380
امتیاز گودریدز: 3.78
قیمت چاپ چهارم: 120,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمدرضا کمالی
    محمدرضا کمالی
    « اطلاعاتی از نویسنده در دسترس نیست. ...»
  • تصویر نویسنده فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    « فاطمه (تینا) نیک خاکیان در سال 1367 متولد گردید. وی از سال 1395 کار نویسندگی را شروع کرد.
    اولین کتاب وی با عنوان جرقه ای در شب در نیمه اول سال 14
    ...»
  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»