کتاب سطوح زندگی اثر جولین بارنز

تصویر کاور کتاب سطوح زندگی

معرفی کتاب

کتاب سطوح زندگی، اثری نوشته ی جولین بارنز است که اولین بار در سال 2013 به چاپ رسید.
این کتاب از کتاب های برگزیده سال به انتخاب NPR است.
کتاب سطوح زندگی پژوهشی نافذ، جذاب و عمیقا تکان دهنده درباره ی عشق، اندوه و فرآیند سوگواری است.
جولین بارنز

خلاصه ای از کتاب

«سطوح زندگی» روایتی 3 بخشی از روایت‌های مرتبط با یکدیگر است، البته برای خواننده کمی طول می‌کشد تا ارتباط میان مضامین تکرار شونده را درک کند، اما لحظه‌ای که درکش می‌کند، برایش خالی از لذت نیست. دو بخش ابتدایی کتاب زندگی در آسمان و روی زمین را یه تصویر می‌کشد. اما روایت سوزناک پایانی، وقایع‌نگاری تکان‌دهنده‌ای از سفر روحی نویسنده و شرح سقوط است. شرح یاس و تاریکی. نقشه راه راه گم کرده‌هایی که در سرزمین اندوه و سرگشتگی سرگردان‌اند. شاید در لابه‌لای نثر عمیق و دقیق بارنز هر کدام از ما تصویری از تجربیات روحی خود را ببینیم: تجربه‌هایی کاملا شخصی و در عین حال مشترک.

جملاتی از متن کتاب

  • ما در مواجهه با مرگ، این اتفاق معمولی منحصر به فرد، درمانده ایم؛ دیگر نمی توانیم آن را بخشی از طرحی بزرگتر در نظر بگیریم، و به گفته ی ای. ام. فورستر: «یک مرگ شاید چند و چون خودش را به روشنی بیان کند، اما چند و چون مرگ دیگر را روشن نمی کند.» بنابراین اندوه نیز تصورناپذیر می شود: نه فقط از لحاظ طول مدت و عمق، بلکه همچنین از لحاظ رنگ و جنس، فریب ها و طلیعه های دروغینش، و عود کردن مجددش، و نیز ضربه ی روحی اولیه اش: ناگهان در آب های منجمدکننده ی دریای شمال فرو می روی و فقط یک جلیقه ی نجات مضحک به تن داری که مثلا قرار است زنده نگهت دارد.
  • دو نفر را که قبلا کنار هم نبوده اند کنار هم می گذاری. گاهی شبیه همان اولین تلاش برای بستن بالن هیدروژنی به بالن هوای گرم است: ترجیح می دهی سقوط کنی و بسوزی، یا بسوزی و سقوط کنی؟ اما گاهی نتیجه بخش است، و چیزی تازه خلق می شود، و دنیا عوض می شود. بعد، یک جایی، دیر یا زود، به این دلیل یا آن دلیل، یکی از آن ها کسر می شود، و آنچه کسر شده بزرگتر از مجموع کل چیزی است که بود. شاید از لحاظ ریاضی ممکن نباشد، اما از لحاظ عاطفی ممکن است.
  • سال های سال، گاه و بیگاه یاد روایتی می افتادم که زن داستان نویسی در مورد مرگ شوهرش نقل کرده بود. خودش اقرار می کرد که در میان اندوه، صدای درونی ملایمی حقیقت را زمزمه می کرد: «من آزادم.» وقتی زمان خودم فرا رسید این روایت را به خاطر آوردم، از آن نجوای درونی می ترسیدم، شبیه خیانت بود؛ اما چنین صدایی، چنین کلماتی نشنیدم. هیچ اندوهی ماهیت اندوه دیگر را روشن نمی کند.
  • دو چیز را که قبلا با هم تلفیق نشده اند، با هم تلفیق مى کنى، و دنیا عوض مى شود. آدم ها شاید همان موقع متوجه نشوند، اما مهم نیست؛ به هر حال، دنیا عوض شده است.

نظرات

جهت ارسال نظر، ابتداوارد حساب کاربریخود شوید.

اولین نظر را بنویسید.

تصویر اینستاگرام

جدیدترین کتاب های معرفی شده

آخرین دیدگاه‌ها

  • احمد در میرامار
    «من همین تکه کتاب را که شما گذاشته اید خواندم و با متن عربی و ترجمه انگلیسی کتاب تطبیق دادم. عجیب است که مترجم انگار اصلا زبان عربی نمی دانسته و یا اصلا نثر کتاب را درک نکرده وهرچه دلش خواسته نوشته است. حتی ظاهرا با فارسی نویسی هم اشنایی نداشته است و ...»
  • ریحانه در همه چیز همه چیز
    «بسیار بسیار کتاب عالی بود»
  • نازی در آذرخش
    «رمان آذرخش خیلی قشنگه. جذاب و خوشخوان. با اینکه طولانیه اما آدم نمی تونه زمین بگذاره.»
  • «عالی بود ارزوی موفقیت برای تمام نویسندگان و شاعران جوان این مملکت»
  • پرستو در پرنده آبی
    «گنجینهٔ فقرا یکی از مقالات موریس مترلینک»

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • فاطمه قاسمیان
    «فاطمه قاسمیان نویسنده‌ی حوزه‌ی کودک و نوجوان است.

    از دیگر آثار فاطمه قاسمیان:
    ماشین ها
    دایناسورها
    زندگينامه چهاردهم عصوم (ع) و اماكن زيارتی
    ...»
  • نوشین حیدری ثانی
    «ترجمه های نوشین حیدری ثانی:

    عشق در یک کلیک اثر رینبو راول
    المت اثر فیونا مازلی
    فن گرل اثر رینبو راول
    نجیب زاده ای در مسکو اثر ایمور تولس
    ...»
  • فیونا مازلی
    ««فیونا مازلی» نویسنده ۲۹ ساله انگلیسی و نویسنده رمان «اِلمت» است.
    سال 2017 برای فیونا مازلی سال تعیین کننده ای بود. نه تنها شروع کارِ نویسند‌گیِ بود، بلکه با چاپ کتاب المت به لیست کتب برتر سال راه یافته است.
    ...»
  • هادی راعی
    «هادی راعی نویسنده‌ی پرکار حوزه‌ی کودک و نوجوان است.
    راعی کتابهایی زیادی در زمینه‌ی دانستنی ها، تاریخ و مذهب برای کودکان نوشته است.

    از آثار هادی راعی میتوان به:
    مثلث برمودا
    شاهان ایران باستان
    عجایب هفتگانه جهان
    زندگانی اما
    ...»
  • عطیه زیوار
    «اطلاعات در دسترس نیست. در مورد مترجم اطلاعاتی دارین به ما اطلاع بدین. ...»