خانه / کتاب‌ها / مرگ و زندگی /
تصویر کاور کتاب مرگ و زندگی
معرفی کتاب

مرگ و زندگی

مرگ و زندگی

اثری از جان اشتاین بک

دسته بندی

معرفی کتاب

«مرگ و زندگی» مجموعه داستان‌هایی از نویسنده شهیر آمریکایی، جان اشتاین بک است. او در داستان‌هایش واقع‌گرا است و زندگی انسان معاصر را نشان می‌دهد. تلاش بی‌وقفهٔ او برای انعکاس واقعیات تلخ و پر از گزند طبقات فرودست و دور شدن از فضای رمانتیک حاکم بر ادبیات آمریکا، باعث شده که آثار وی طی چند دهه تبدیل به روایتی از تاریخ نانوشتهٔ مردمان این سرزمین شود.

خلاصه‌ای از کتاب

«مرگ و زندگی» منتخبی است از ادبیات پراکنده جان استن بک در قالب یک مجموعه داستان. به مانند سایر شاهکارهای استن بک مفاهیم به کار برده شده در این داستان ها برای مخاطب ملموس و درد آشناست. در «مولی مورگان» به عنوان شاخص ترین داستان این کتاب، نویسنده به جای مقدمه چینی برای فرار از دنیای پر از ستم و نابرابری، مخاطبین را به رویارویی با واقعیت دعوت می کند.
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- یک بار پدر رفت و دیگر برنگشت، هیچ وقت پول نمی فرستاد و کاغذ هم نمی نوشت. اما این بار دیگر حسابی غیبش زد. تا دو سال منتظر شدند. بعد مادرشان گفت او باید مرده باشد. بچه ها از این فکر لرزیدند. اما باور نکردند. چون آدمی به خوبی و زیبایی پدرشان نمی شد که بمیرد...
  • 2- خانم مولی مورگان در «سالیناس» که از قطار پیدا شد سه ربع ساعت در انتظار اتوبوس ماند. در ماشین بزرگ جز راننده و خانم مولی، کسی نبود. زن گفت می دونین، من هیچوقت به «مزرع فلک» نرفتم، از جاده اصلی خیلی دوره؟ راننده گفت: تقریبا سه مایل» اونجا ماشینی گیر می آد که منو تا دره ببره؟ نه، مگه اینکه کسی بیاد سراغتون. پس مردم چه جوری می رن به اونجا؟ راننده با رضایت آشکاری چرخ های ماشین را از روی خرگوش له شده ای پیش راند و با پوزش گفت: فقط از رو مرده هاشون رد می کنم. تو تاریکی، وقتی نور به چشماشون میفته، از کنارشون رد می شم.
  • 3- هنگامی که پدر می رفت، مادر بار دیگر نالان می شد و چشم هایش سرخ می شد. با غرولند از بچه ها می خواست که دوستش داشته باشند، انگار که دوست داشتن بقچه ای بود که می شد دستش داد." "یک بار پدر رفت و دیگر برنگشت. هیچ وقت پول نمی فرستاد و کاغذ هم نمی نوشت اما این بار دیگر حسابی غیبش زد. تا دو سال منتظر شدند بعد مادرشان گفت او باید مرده باشه. بچه ها از این فکر لرزیدند، اما باور نکردند. چون آدمی به خوبی و زیبایی پدرشان نمی شد که بمیرد. لابد در گوشه ای از دنیا سرگرم ماجرایی تازه بود. لابد مشکلاتی بود که نمی توانست به خانه برگردد. روزی که آن دلیل ها از میان می رفت او می آمد. روزی با سوغات های بهتر و قصه های خوب تر از همیشه بازمی گشت. اما مادرشان می گفت لابد تصادفی شده. لابد مرده. مادرشان حواس پرت بود. آگهی های کار را می خواند که بتواند خرج خانه را تهیه کند. پسرها گل های کاغذی می ساختند و با خجالت می فروختند.

شناسنامه کتاب

ناشر: نگاه
تعداد صفحات: 108
نوع جلد: شومیز
قطع: پالتویی
شابک: 9786003763593
امتیاز گودریدز: 2.8
قیمت چاپ اول: 12,500 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمدرضا کمالی
    محمدرضا کمالی
    « اطلاعاتی از نویسنده در دسترس نیست. ...»
  • تصویر نویسنده فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    « فاطمه (تینا) نیک خاکیان در سال 1367 متولد گردید. وی از سال 1395 کار نویسندگی را شروع کرد.
    اولین کتاب وی با عنوان جرقه ای در شب در نیمه اول سال 14
    ...»
  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»