تصویر کاور کتاب شام
معرفی کتاب

شام

شام

اثری از سزار آیرا

دسته بندی

معرفی کتاب

کتاب شام، رمانی نوشته ی سزار آیرا است که نخستین بار در سال 2006 انتشار یافت.
داستان رمان شام در شهر کوچک پرینکلس می گذرد که زادگاه سزار آیرا است و کودکی اش در آن گذشته است. همه ی مکان های آمده در متن وجود خارجی دارد و بعید نیست که بسیاری از نام ها هم واقعی باشد اگرچه آیرا در رمان هایش بیشتر واقعیت را در خیال و خیال را در واقعیت باز می گوید. سزار آی
ادامه متن

خلاصه‌ای از کتاب

در داستان کتاب شام، در یک شنبه شب، مردی حدودا شصت ساله، مجرد و ورشکسته، به همراه مادرش، با دوستی ثروتمند شام می خورند. آن ها درباره ی ماجراهایی مختلف صحبت می کنند: چاه اسرارآمیزی که یک روز به شکلی ناگهانی پدیدار شد، و آجرچینی سالخورده که برای این که حال خود را خوب کند، پیاده به قبرستان می رفت. وقتی مرد مجرد به خانه بازمی گردد، تصمیم می گیرد تا قبل
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- خلاصه، به قبرستان می رفتند، زیرا برایشان گفته بودند که مردگان خود به خود از گورها بیرون می آیند. خبر مانند خیالبافی نوجوانان سخت بعید می نمود و با این همه راست بود. دربانی که خبر خطر را رسانده بود به شنیدن همهمه ای از آن آگاه شده بود که آهسته آهسته سراسر گورستان را برمی داشت. از کلبه اش بیرون رفته بود تا ببیند چه خبر است و هنوز از حیاط خلوت کاشی کرده، که نخستین ردیف درختان سرو به آن می رسید، نگذشته بود که سر و صدای بلند و پیوسته ی سنگ و فلز بر زمزمه های هراس انگیز افزود و در عرض چند ثانیه همه ی صداها به هم پیوست و غوغایی گوش خراش گشت که در دور و نزدیک طنین می انداخت و از نزدیک ترین ردیف تاقچه ها تا راهروهای دوردست گورها به فاصله ی کم و بیش یک کیلومتر به گوش می رسید.
  • 2- هنوز همهمه ی این ویرانی فرو نکشیده بود که از لا به لای آوار، گفتی از دل خود خاک، آه ها و ناله هایی همنوا برخاست که طنینی الکترونیکی و ناانسانی می انداخت. آن وقت مرد دربان نخستین مردگان را دید که قدم زنان از نزدیک ترین دخمه ها بیرون می آیند، آن هم نه دو، سه، ده یا بیست تن: همه ی مردگان. سر از گورها، دخمه ها و تاقچه ها بیرون می آوردند، راست از خاک درمی آمدند انگار که آماده ی یورش بردن باشند، عده شان بی شمار می شد و از همه سو پدید می آمدند.
  • 3- سنگ های مرمرین تاقچه ها جا به جا می شد، از پهلو برمی خاست و فرو می افتاد و می شکست. تابوت های درون دخمه ها می ترکید و تسمه های آهنینشان می گسست، درها به نیرویی از درون دخمه ها تکان می خورد، قفل ها می شکست و شیشه ی پنجره ها خرد می شد. سرپوش تاقچه ها کنار می رفت، می افتاد و بامبی بر زمین می خورد. درهای دخمه ها به چنان شدتی گشوده می آمد که صلیب های سیمانی و فرشتگان گچین به هوا پرتاب می شد.
  • 4- مُرداران از فرط تردید و سرگشتگی پا بر زمین می‌کوبیدند و لابد اگر این کله‌های سیمانی به نسبتی ناهمساز کوچک و به‌قاعده یک دانه دکمه نمی‌بود، بعضی‌شان می‌خواستند دندان‌شان را در آن‌ها فرو کنند. خشمگین به راه افتادند، اما گناه از خودشان بود. فقط کسی که مُرده و مدتی طولانی در قبرستان گذرانده باشد از وجود شاله ده لا ویرخن مشهور در پرینگلس خبر نداشت. تاوانش را همسایگان دادند و مردگان که بور شده بودند خشم‌شان را بر سر آنان ریختند. دمی از پیش‌رَوی باز نمی‌ماندند بلکه لحظه‌لحظه سرسخت‌تر می‌شتافتند؛ سیری نداشتند و درستی عبارت «خوردن گرسنگی می‌آورد» آشکار می‌شد. وانگهی نباید فراموش کرد که هزاران تن بودند و این تازه اول کارشان بود؛ سپاهی فزاینده بود. امواجی مخوف از مُرداران چلاق و لنگان پیوسته به بی‌نظمی بر پهنه شب شهر پدید می‌آمد که هنوز قطره‌های نشاط‌انگیز را نچشیده و سخت آماده مکیدن بودند. آنانی که شربت نوشین و نایاب را درکشیده بودند بیش‌تر می‌خواستند؛ اینان در کنار نفس‌نفس‌زدن‌هاشان خنده‌هایی ماشینی در می‌دادند که صدایی میان عوعو و خرخر می‌کرد و وسط خیابان به بداهه و حرکاتی خشن ساراباند، خوتای خشک

شناسنامه کتاب

نویسنده: سزار آیرا
ناشر: چشمه
تعداد صفحات: 92
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786222298807
قیمت چاپ اول: 15,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»
  • تصویر نویسنده هارلن کوبن
    هارلن کوبن
    « هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با ...»
  • تصویر نویسنده المور لئونارد
    المور لئونارد
    « المور لئونارد، زاده ی 11 اکتبر 1925 و درگذشته ی 20 آگوست 2013، نویسنده ای آمریکایی بود.لئونارد در لوییزیانا به دنیا آمد. او در سال 1946 به دانشگاه دیت ...»