خانه / کتاب‌ها / این خیابان سرعت گیر ندارد /
تصویر کاور کتاب این خیابان سرعت گیر ندارد
معرفی کتاب

این خیابان سرعت گیر ندارد

این خیابان سرعت گیر ندارد

اثری از مریم جهانی

دسته بندی

معرفی کتاب

رمان این خیابان سرعت گیر ندارد، رمانی است اجتماعی اثر مریم جهانی که اواسط تابستان امسال توسط نشر مرکز منتشر شد.

داستان، روایت تقابل فردیتی است عاصی و چهارچوب شکن با جامعه ی به ظاهر شهری و مدرن اما در باطن دارای نمودهای جامعه ای سنت زده.

خلاصه‌ای از کتاب

کتاب این خیابان سرعت گیر ندارد، داستان زن جوان سی و چند ساله ای به نام شهره است که همه ی تلاشش را می کند که روی پاهای خودش بایستتد. او از همان کودکی دوست داشت راننده ی تاکسی شود و حالا که یک زن مطلقه است با حمایت پدرش به آرزویش می رسد. او یک راننده ی تاکسی می شود شغلی که در شهری مثل کرمانشاه مرسوم نیست و اهالی شهر بخصوص مردان آن را نمی پذیرند. حتی
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- برف پاک کن را راه می اندازم جیرجیرش بلند می شود داریم می رسیم به مقصد نیش ترمز می گیرم طوری که هیچ کس نفهمد. با سرعت حلزون تو خیابانی که دارد خیس می شود می رانم. دلم می خواهد این خیابان به هیچ جا نمی رسید. آن قدر ادامه داشت که بتوانم در این حس خوب موقتی بمانم دلم می خواهد کسی بیاید و بنشیند پشت فرمان تا من هم مثل محبوبه تکیه سرم را به سرمای شیشه بدهم، فقط شیشه ها هستند که وقتی سرت را می چسبانی به آنها جا خالی نمی دهند ...
  • 2- مخاطب این حرف ها دیوار بود یا سینی چایی یا تلویزیون یا...پدر عادت داشت حرفش را خیره به جایی غیر از چشم مخاطبش بزند.اصولا اشیا را انتخاب میکرد چون زبان پاسخ گویی نداشتند از پاسخ شنیدن بیزار بود از پر گویی بیزار بودمادر اما مثل ظرفی که زیر چک چک سماور میگذارند،به ظهر نرسیده پر میشد از حرف،پدر که بر میگشت از سرکار ناهار و چایی اش را می داد و در همین حین زبانش هم کار میکرد همه می دانستیم مادر فقط گوش های پدر را لایق شنیدن حرفهاش می داند.همه می دانستیم وقتی پدر زل میزند به تلویزیون و میگوید صداشه ببرین،یعنی مادر خفه شود یعنی پدر ظرفیتش پر است
  • 3- در کلان شهر ما زنی پیدا نمی شود که دنده های دوزاری را مثل من با لذت عوض کند یا دخلش که پر شد خوشی بزند زیر دلش و ویرش بگیرد آینه بنز پارک شده ی بغل خیابان را ببوسد. یا سر ظهر و سر چراغ که راهی می شود خانه شیشه های تاکسی اش را بالا بکشد و ولوم استریو را تا اند سرسام بلند کند تا کوفتگی کت و کولش در برود. در کلان شهر ما و ها محتاط رانندگی می کنند و نمی دانند چه کیفی دارد شنیدن ناله موتور وقت دنده ی معکوس ... در کلان شهر ما زن ها یک دنده می شناسند. دنده ی مرده

شناسنامه کتاب

نویسنده: مریم جهانی
ناشر: مرکز
تعداد صفحات: 152
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9789642133123
امتیاز گودریدز: 2.7
قیمت چاپ اول: 23,500 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»
  • تصویر نویسنده هارلن کوبن
    هارلن کوبن
    « هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با ...»
  • تصویر نویسنده المور لئونارد
    المور لئونارد
    « المور لئونارد، زاده ی 11 اکتبر 1925 و درگذشته ی 20 آگوست 2013، نویسنده ای آمریکایی بود.لئونارد در لوییزیانا به دنیا آمد. او در سال 1946 به دانشگاه دیت ...»