تصویر کاور کتاب تو
معرفی کتاب

تو

تو

اثری از کرولاین کپنس

معرفی کتاب

کتاب تو رمان عاشقانه و روان‌شناختی از کرولاین کپنس است.
کتاب تو، جنبه های مختلف شخصیت های انسانی را با داستانی مهیج به خواننده نشان می دهد و به این واقعیت می پردازد که هر شخصی در زندگی ما می تواند دو شخصیت باشد. شخصیتی ظاهری که آن را به نمایش می گذارد و شخصیت باطنی که از ما پنهانش می کند.

خلاصه‌ای از کتاب

کتاب تو، داستان مرد کتابفروشی به نام "جرج" را روایت می کند.
در یک روز معمولی گوئینویر بک که استادیارِ دانشگاه است او مشغول کار بر روی پایان‌نامه‌اش است. گذرش به کتابفروشی وست ویلیج می‌خورد، با جو گلدبرگ آشنا می‌شود. او دختری ساده و در عین حال سرسخت که آرزو دارد نویسنده بزرگی شود. جرج تلاشش را می کند تا به دختر نزدیک شود و توجه اش را به خودش جلب کند
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- من هرگز به بار خیابان گرین‌پوینت نمی‌روم، جایی‌که مردم به‌دنبال نوشیدنی با آب خیارشور هستند، اما بک، این کار را به‌خاطر تو انجام می‌دهم. درست همان‌طورکه وقتی به‌خاطر تو از پنجره بیرون پریدم و به کمرم آسیب زدم؛ بیرون پریدم تا وقتی داشتم سعی می‌کردم تو را دید بزنم، تو را بشناسم، من را نبینی.
  • 2- چقدر نفرت‌انگیز است که ممکن است الان، در این بار، من را ببینی و فکر کنی من یک عوضی‌ام که ارزشِ فرهنگیِ مفاسدِ اخلاقی را زیادی دست‌بالا می‌گیرم و هرچیزی را که مفاسدِ اخلاقیِ لعنتی به من می‌گویند بنوشم می‌نوشم. بک، من دانشگاه نرفته‌ام، پس دوران بزرگ‌سالی‌ام را صرف زنده‌کردنِ خاطراتِ زمانِ دانشگاه نمی‌کنم. من از آن آدم‌های عوضیِ دل‌رحم نیستم که هیچ‌وقت جرئتِ در لحظه زندگی کردن را ندارند. من برای زندگی زندگی می‌کنم، و همین حالا، اگر مجبور نبودم با متصدی بار که تی‌شرتی با عکسِ بوکوفسکی به تن دارد حرف بزنم تا او بازهم از من بپرسد چه نوع نوشیدنی‌ای می‌خواهم، نوشیدنیِ دیگری سفارش می‌دادم.
  • 3- حالم خوب نیست و تو با آن جورا‌ب‌های ساق‌بلندِ زردت داری کتاب می‌خوانی و جوراب‌هایت سوراخ‌اند و تو زیادی داری به خودت سختی می‌دهی. تو از تارِ شارلوت بیرون آمده‌ای، اما خودِ من هم آن‌قدرها جذاب نیستم. مجبور شدم از پنجره‌ات بیرون بپرم، ارتفاعش کم بود، اما سقوط سقوط است و کمرم درد می‌کند و اگر یک بارِ دیگر کلمه‌ی آب خیارشور را بشنوم، فحش می‌دهم.
  • 4- من به همان طریقی با ای. ای. کامینگز آشنا شدم که بیشترِ مردانِ پراحساس و باهوشِ زمانِ من او را شناختند؛ یعنی ازطریق یکی از عاشقانه‌ترین صحنه‌های عاشقانه‌ترین داستانِ تاریخ، هانا و خواهرانش. در این داستان، یک نیویورکی باهوش، فرهیخته و متأهل به‌نام الیوت، عاشق خواهرزنش می‌شود. باید محتاط باشد. نمی‌تواند الابختکی دست به کاری بزند. الیوت نزدیک آپارتمانِ خواهرزنش منتظر می‌ماند و مباحثه‌ای باشکوه و عاشقانه را ترتیب می‌دهد. عشق کار می‌برد. خواهرزنش از دیدنِ ناگهانیِ او شوکه می‌شود و او را به کتاب‌فروشیِ پجنت می‌برد. متوجه درون‌مایهٔ داستان هستید؟ الیوت کتابی از اشعار ای. ای. کامینگز برایش می‌خرد و او را به شعر صفحهٔ دوازده ارجاع می‌دهد.

شناسنامه کتاب

تعداد صفحات: 368
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786222540166
قیمت چاپ پنجم: 63,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده حسین صفا
    حسین صفا
    « حسین صفا، شاعر و ترانه‌سرا، در آخرین روز آذر ماه 1359 در اسلامشهر به دنیا آمد، اما اصالت آذری دارد. آشنایی حسین صفا با ادبیات و شعر به دوران نوجوانی‌ا ...»
  • تصویر نویسنده نیکلای گوگول
    نیکلای گوگول
    « نیکلای واسیلیویچ گوگول، زاده ی 31 مارس 1809 و درگذشته ی 4 مارس 1852، نویسنده ی اوکراینی الاصل روس بود.گوگول در روستای ساروچینتسی واقع در اوکراین کنونی ...»
  • تصویر نویسنده مژگان ایمانی
    مژگان ایمانی
    « مژگان ایمانی مترجم ایرانی می باشد. از ترجمه های وی کتاب فرار از کتابخانه‌ی آقای لمونچلو نوشته‌ی کریس گرابنستاین توسط انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است. ...»
  • تصویر نویسنده محمود نامنی
    محمود نامنی
    « محمود نامنی متولد سال 1331 از نویسندگان پرکار ایرانی می باشد.

    از جمله آثار او:
    آشنایی با مولوی: زندگینامه و گزیده‌ای از داستانهای مثنوی
    ...»
  • تصویر نویسنده ضحی کاظمی
    ضحی کاظمی
    « ضحی کاظمی (متولد سال ۱۳۶۱) در تهران، نویسنده‌ی پرکار و جوان ایرانی ست.
    وی دوران دبستان خود را در تهران و راهنمایی و دبیرستان را در لندن گذرانده اس
    ...»