خانه / کتاب‌ها / پریچهر /
تصویر کاور کتاب پریچهر
معرفی کتاب

پریچهر

پریچهر

اثری از م. مودب پور

دسته بندی

معرفی کتاب

رمان «پریچهر» اثری جذاب از «م.مودب پور» است که انتشارات «نسل نو اندیش» منتشر کرده است. پریچهر، یکی از پرفروش ترین داستان های نوشته شده به قلم این نویسنده است که تاکنون بیست بار تجدید چاپ شده است.

خلاصه‌ای از کتاب

داستان کتاب پریچهر، درباره ی پسری به نام فرهاد است که بعد از هشت سال دوری از وطن به ایران بازگشته و در کارخانه ی پدرش مشغول به کار است.
فرهاد پسری خوش تیپ و با احساس است و به علت موقعیت اجتماعی اش، دختران زیادی در اطرافش هستند؛ اما فرهاد، عاشق دختری از طبقه متوسط به نام فرگل می شود. فرگل دختری آرام و با حیا است، که هرکسی آرزوی دختری مانند او را دار
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- وارد خونه شدم … خونه که چه عرض کنم باغ بسیار بسیار بزرگی بود با درختان کهن سال سر به فلک کشیده که روزها سر و صدای پرنده ها توش قطع نمی شد! استخری وسط باغ و دور تا دور پر از شمشادهای بلند … ساختمان دو طبقه بزرگ و قدیمی پر از اتاق! باغ پر بود از گل و گیاه … شمشادها مثل دیوارهایی بودند که وسط باغ کشیده شده باشند … دور تا دور باغ هم نیمکت بود که وقتی روش می نشستی اصلا دیده نمی شدی! باغ جون می داد برای قایم موشک بازی … کف حیاط با آجرهای نظامی قدیمی فرش شده بود … تابستون ها وقتی روش آب پاشیده می شد بوی نم همه جارو می گرفت! ته باغ یه آلاچیق بود پر از شاخه های مو … خلوت و دنج! صدای پرنده ها … بوی نم عطر گلها … منظره درختها همه آدم رو مست می کرد … خلاصه عاشق این خونه و باغ بودم! از هر گوشه ش صد تا خاطره داشتم … در همین افکار بودم که پدر و مادرم و فرخنده خانم از خونه بیرون اومدند و در واقع به طرف من حمله کردند …
  • 2- لحظاتی به سکوت گذشت و بعد فرخنده خانم گفت: فرهاد خان، مادر هومن خان رفت؟ خیلی زحمت کشید. پسر خوبی هومن.نه؟ من- فرخنده خانم شما خودتون تقریبا بزرگش کردید. تا ایران بودیم تقریبا هر روز اینجا بود! فرخنده خانم- آره خب می‌دونم. ولی شما چندین سال خارج بودین. خوب آدمیزاد عوض می‌شه، خدای نکرده عرق خور می‌شه، تریاکی می‌شه! توی هفت هشت سال هزار جور اتفاق می‌افته! اصلا این هومن خان اونجا درس هم خونده؟ الان چیکاره‌اس؟ اگه باباش ولش کنه، می‌تونه بره سرکار؟ من- فرخنده خانم پدرش چرا ولش کنه؟ مگه کار بدی کرده هومن؟ احساس کردم که فرخنده خانم حرف دیگری برای گفتن داره ولی نمی‌دونه چه جوری شروع کنه. برای همین گفتم: فرخنده خانم شما برای گفتن چیز دیگه‌ای اینجا اومدید چرا راحت حرفتون رو نمی‌زنید؟من رو غریبه می‌دونید؟ فرخنده خانم نگاهی به من کرد و گفت: فرهاد جون بریم روی اون نیمکت بنشینیم تا برات بگم.

شناسنامه کتاب

نویسنده: م. مودب پور
تعداد صفحات: 606
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9789646714571
قیمت چاپ بیست و چهارم: 79,900 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده حسین صفا
    حسین صفا
    « حسین صفا، شاعر و ترانه‌سرا، در آخرین روز آذر ماه 1359 در اسلامشهر به دنیا آمد، اما اصالت آذری دارد. آشنایی حسین صفا با ادبیات و شعر به دوران نوجوانی‌ا ...»
  • تصویر نویسنده نیکلای گوگول
    نیکلای گوگول
    « نیکلای واسیلیویچ گوگول، زاده ی 31 مارس 1809 و درگذشته ی 4 مارس 1852، نویسنده ی اوکراینی الاصل روس بود.گوگول در روستای ساروچینتسی واقع در اوکراین کنونی ...»
  • تصویر نویسنده مژگان ایمانی
    مژگان ایمانی
    « مژگان ایمانی مترجم ایرانی می باشد. از ترجمه های وی کتاب فرار از کتابخانه‌ی آقای لمونچلو نوشته‌ی کریس گرابنستاین توسط انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است. ...»
  • تصویر نویسنده محمود نامنی
    محمود نامنی
    « محمود نامنی متولد سال 1331 از نویسندگان پرکار ایرانی می باشد.

    از جمله آثار او:
    آشنایی با مولوی: زندگینامه و گزیده‌ای از داستانهای مثنوی
    ...»
  • تصویر نویسنده ضحی کاظمی
    ضحی کاظمی
    « ضحی کاظمی (متولد سال ۱۳۶۱) در تهران، نویسنده‌ی پرکار و جوان ایرانی ست.
    وی دوران دبستان خود را در تهران و راهنمایی و دبیرستان را در لندن گذرانده اس
    ...»