خانه / کتاب‌ها / یک پیاده رویی طولانی تا آب /
تصویر کاور کتاب یک پیاده رویی طولانی تا آب
معرفی کتاب

یک پیاده رویی طولانی تا آب

یک پیاده رویی طولانی تا آب

اثری از لیندا سو پارک

دسته بندی

معرفی کتاب

کتاب یک پیاده روی طولانی تا آب، رمانی نوشته ی لیندا سو پارک، که نخستین بار در سال 2010 منتشر شد.
این رمان با دو داستان در سودان آغاز می شود؛ یکی درباره ی دختری به نام «نی آ» که برای تهیه ی آب روزی دو بار با پای پیاده مسافت طولانی را طی می کند. و داستان دیگر درباره ی پسری در سال 1985 به نام سلوا، جزو پناهجویانی است که به دنبال خانواده ی خود و مکانی
ادامه متن

خلاصه‌ای از کتاب

کتاب یک پیاده روی طولانی تا آب، درباره ی دختر نوجوانی به نام «نی آ» و پسری به نام سلوا است.

نی آ در سال ۲۰۰۸ در جنوب سودان در یک اردوگاه جنگی همراه با پدر و مادر و برادر و خواهرش زندگی می کند. بی آبی و خشکی زمین برای همه آزار دهنده است. و این بی آبی، نی آ را مجبور می کند تا مسافت طولانی را طی کند تا به آب برسد. آبی بسیار کثیف و آلوده، اما آن ها
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- موقع رفتن، اصلا مجبور نبود وزن زیادی را تحمل کند؛ بازی بازی و مثلا سرخوشانه می رفت، اما هوا گرم بود و با اینکه هنوز خیلی مانده بود تا ظهر، حرارت خورشید آن قدر زیاد بود که راه رفتنش را سخت تر می کرد. همین می شد که حتی اگر بین راه هیچ توقفی نمی کرد، باز هم نیمی از زمان صبح تا ظهر را طول می کشید تا به مقصد برسد.
  • 2- سلوا با دست هایی درهم گره کرده و پشتی کاملا صاف، چهارزانو رو به معلم نشسته بود. ظاهرش این طور نشـان می داد که تمام حواسش به معلم است، اما چشم ها و ذهنش جای دیگری بود! نگاهش را از پنجره ی کلاس دوختـه بود به فضای بیرون و جاده ی منتهی بـه خانه را می دید. معلم، عربی درس می داد، اما سلوای 11 ساله که دانش آموز خوبی به حساب می آمد و درس را از قبل خوانده بود، حالا ذهنش را آزاد گذاشته بود تا برای خودش، جایی در آن پایین های جاده بچرخد و خاطره بازی کنـد و رویا ببافد.
  • 3- «کجا داریم می ریم؟ خونواده م کجان؟ کی دوباره می بینمشون؟» نمی دانست... با تاریک شـدن هوا، مردم که دیگر جلوی پایشان را نمی دیدند، توقف کردند. اول، همه اینجا و آنجا ایستاده بودند و آهسته و زمزمه کنان حرف می زدند و یا از ترس، سـاکت شـده بودند. کمی بعد، چندتا از مردها جمع شدند و چند دقیقه ای باهم بحـث کردند. یکی از آن ها داد زد: «بر اساس روسـتاهاتون گروه بندی بشین. این جوری حتما یه آشنا پیدا می کنین.» مرد دیگری از جایی دیگر گفت: «لون آریک! روستای لون آریک بیان اینجا.» خیالش راحت شـد؛ این اسم روستایشان بود.»

شناسنامه کتاب

تعداد صفحات: 114
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786008111405
امتیاز گودریدز: 4.26
قیمت چاپ هفتم: 23,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمدرضا کمالی
    محمدرضا کمالی
    « اطلاعاتی از نویسنده در دسترس نیست. ...»
  • تصویر نویسنده فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    « فاطمه (تینا) نیک خاکیان در سال 1367 متولد گردید. وی از سال 1395 کار نویسندگی را شروع کرد.
    اولین کتاب وی با عنوان جرقه ای در شب در نیمه اول سال 14
    ...»
  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»