خانه / کتاب‌ها / یک شب فاصله /
تصویر کاور کتاب یک شب فاصله
معرفی کتاب

یک شب فاصله

یک شب فاصله

اثری از جنیفر ای نیلسن

دسته بندی

معرفی کتاب

یک شب فاصله اثری از "جنیفر ای نیلسن" است.
پرفروش ترین نویسنده ی نیویورک تایمز، که داستان هیجان انگیز یک دختر را روایت می کند.

این کتاب یکی از کتاب‌های جذاب اخیر که برای کودکان و نوجوانان است که با ترجمه عادله قلی‌پور منتشر شده است.

خلاصه‌ای از کتاب

داستان کتاب یک شب فاصله، درباره ی دختری دوازده ساله به نام گرتا است. او دختری شجاع و باهوش است. خانواده اش با کشیده شدن دیوار برلین، از هم جدا افتاده اند. مادر و برادرش فریتز که در سمت شرقی دیوار زندگی می کنند، توسط شوروی مورد بازرسی قرار می گیرند. و پدر و یکی از برادانش که برای پیدا کردن کار به غرب رفته بودند، نمی توانند به خانه برگردند.
گرتا این
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- نزدیکی های غروب، داشتم یک فرغون دیگر خاک می بردم خالی کنم، که یک ترابانت کوبل سبزرنگ با آرم پلیس از راه رسید. دوتا افسر پلیس توی ماشین بودند. من سرجایم خشکم زد. فریتز فوری سرش را بلند کرد، از جایش پرید و ایستاد. نگاهش کردم. یعنی باید درمی رفتیم؟ به کجا؟ فریتز خیلی کوتاه گفت: «کارت رو بکن. وایستا روشون رو که اون ور کردن فرغون رو خالی کن. ولی بذار ملحفه شستنت رو ببینن. وانمود کن همه چی عادیه. ما داریم کشاورزی می کنیم. همین.»
  • 2- با عجله از اتاقم بیرون دویدم. توی آشپزخانه مامانم را دیدم که سرش را روی شانهٔ فریتز، برادر بزرگترم گذاشته بود و هق‌هق گریه می‌کرد. فریتز نگاهی به سر تا پای من انداخت و با حرکت سر به پنجره اشاره کرد، مبادا هنوز بیرون را ندیده باشم. با دست اشک‌هایم را پاک کردم و از پشت مامانم را بغل کردم. شاید او به من نیازی نداشت، اما در آن لحظه من خیلی به او احتیاج داشتم. مامان نوازشم کرد و دست لرزانش را روی شانه‌ام گذاشت. در همان حال گریه به من گفت: «دیدی گِرتا؟ کار خودشون رو کردن. بدتر از اون که فکرش رو می‌کردیم.» مامانم روزگاری زن خیلی خوشگلی بوده، اما این به سال‌ها قبل مربوط می‌شد. آن‌قدر جنگ و قحطی و بدبختی کشیده بود که دیگر حواسش به فر موها و مرتب بودن لباسش نبود. موهای بورش رو به سفیدی می‌رفت و گوشهٔ چشمانش خیلی وقت بود که چروک برداشته بود. گاهی که خودم را توی آینه نگاه می‌کردم، آرزو می‌کردم که کاش زندگی من در آینده تا این اندازه سخت نباشد. پرسیدم: «حالا چرا الان؟ چرا امروز؟» نگاهم به فریتز بود و منتظر شنیدن جواب بودم. او حدود شش سال از من بزرگتر بود و بعد از پدرم فهمیده‌ترین کسی بود که می‌شناختم. اگر مامانم جوابی نداشت، حتماً او داشت. اما تنها کاری که از دستش برآمد این بود که شانه بالا بیندازد و مامانم را، که حالا صدای گریه‌اش بلندتر شده بود، محکم‌تر بغل بگیرد. به علاوه، من تا همین‌جا هم بیشتر از آن‌چه که می‌خواستم فهمیده بودم.

شناسنامه کتاب

تعداد صفحات: 288
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9786008111139
قیمت چاپ نود و نهم: 48,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»
  • تصویر نویسنده هارلن کوبن
    هارلن کوبن
    « هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با ...»
  • تصویر نویسنده المور لئونارد
    المور لئونارد
    « المور لئونارد، زاده ی 11 اکتبر 1925 و درگذشته ی 20 آگوست 2013، نویسنده ای آمریکایی بود.لئونارد در لوییزیانا به دنیا آمد. او در سال 1946 به دانشگاه دیت ...»