خانه / کتاب‌ها / کیمیا خاتون /
تصویر کاور کتاب کیمیا خاتون
معرفی کتاب

کیمیا خاتون

کیمیا خاتون

اثری از سعیده قدس

دسته بندی

معرفی کتاب

کتاب کیمیا خاتون اثر سعیده قدس، که به روایت زندگی دخترخوانده‌ی مولانا جلال‌الدین بلخی می‌پردازد و خواننده را با زوایای دیگری از زندگی عارفان بزرگی مانند شمس و مولانا آشنا می‌کند.


در پشت جلد کتاب نقدی از «ماهنامه جهان کتاب» آورده شده است که درباره‌ی کیمیاخاتون این‌گونه سخن گفته است: «نویسنده در این رمان تلاش می‌کند نهایت وفاداری خود به تاریخ و دین
ادامه متن

خلاصه‌ای از کتاب

مولانا جلال‌الدین بلخی، بعد از مرگ همسرش تصمیم می گیرد با زنی به نام کراخاتون ازدواج کند. کراخاتون قبلا همسر محمدشاه ایرانی بود و از او دو فرزند به نام های کیمیا خاتون و شمس الدین دارد‌ و مولانا هم از همسر قبلیش دو فرزند به نام های علاالدین و بهاالدین دارد. به این ترتیب کیمیا خاتون و شمس الدین بعد از ازدواج مادرشان ساکن حرم مولانا می شوند.

بعد از
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- پیرمرد به تیرک بادبان تکیه داده و باد به سختی موهای تنگ و بلندش را به بازی گرفته بود. پاهای تکیده اش را با پاشنه هایی که خاک سرزمین های دور لابه لای ترک هایش سیمان شده بود. در آغوش می فشرد. پیراهن بلندی که شاید روزی سفید بوده، خیس از باران و تراوش امواج توفنده، به تنش چسبیده بود. هر تکان کشتی می توانست بدن رنجورش را طعمه ی موجی غرنده کند، اما باکی ش نبود؛ انگار اصلا آن جا سیر نمی کرد، چشمان ماتش به دوردست ها دوخته شده بود. ملاحان از ترس توفان، بی هدف به این سو و آن سو می دویدند و از شدت وحشت به زبان های غریب - بی اهمیت به این که کسی می فهمد یا نه. با خود و دیگران حرف می زدند. بعضی نیز زانو زده بر کف خیس عرشه، چشم برآسمان، خم و راست می شدند و وردهای عجیب می خواندند. کسی به فریادهای خشمگین ناخدا وقعی نمی گذاشت، در چند قدمی مرگ، کسی را با ناخدا کاری نیست. حالا دیگر کار با خدا بود و بس. هنگام باران های موسمی هنوز نرسیده بود و کسی در آن فصل پیش بینی توفان نمی کرد، اما مثل اجل معلق نازل شده بود. ملاحان خوب می دانستند که در این دریای دیوانه، کسی از این گونه توفان های ناگهانی جان سالم به در نخواهد برد. مطمئن بودند طولی نخواهد کشید که همگی طعمه ی امواج سیاه آدم خوار خواهند شد. پیرمرد اما اصلا نمی ترسید. می دانست اگر کشتی در سیاہ ترین عمق اقیانوس هم به گل بنشیند، او یک نفر نخواهد مرد. ماهی یونس او را دوباره برخاک نفرین شده تف می کرد تا کشد آنچه باید یکشد. مرگ برایش خاصی بود، اما قرار نبود او خلاص شود. شاید هم اصلا مرده بود و این سفینه داشت او را به سوی بارگاهی می برد که عمری در طلب خاک بوسی اش شرق و غرب را پرسه زده بود. آیا او را نزد کسی می بردند که روزی توهم قربت وی، از این پیر درهم شکسته هیولایی ساخته بود و باز در غوغای نفس کش های مستانه و پرغرور راه را به سوی او باخته بود؟ ببین آن قلندر تیغ کش را چه زار زار می برند. اگر کسی را یارای نگریستن به چشمان عجیب او می‌بود، التماس را در آن می‌دید. التماس به باد که تندتر و تندتر بوزد و او را هرچه دورتر و دورتر ببرد.

شناسنامه کتاب

نویسنده: سعیده قدس
ناشر: چشمه
تعداد صفحات: 285
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9789643621964
قیمت چاپ چهل و هفتم: 65,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»
  • تصویر نویسنده هارلن کوبن
    هارلن کوبن
    « هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با ...»
  • تصویر نویسنده المور لئونارد
    المور لئونارد
    « المور لئونارد، زاده ی 11 اکتبر 1925 و درگذشته ی 20 آگوست 2013، نویسنده ای آمریکایی بود.لئونارد در لوییزیانا به دنیا آمد. او در سال 1946 به دانشگاه دیت ...»