خانه / کتاب‌ها / گروه محکومین /
تصویر کاور کتاب گروه محکومین
معرفی کتاب

گروه محکومین

گروه محکومین

اثری از فرانتس کافکا

دسته بندی

معرفی کتاب

داستان کوتاه گروه محکومین را فرانتس کافکا درسال 1914 در آلمان نوشته است و در سال 1919 آن را منتشر کرده است. گروه محکومین از محدود آثار کافکاست که زمان حیاتش به چاپ رسیده است.
فرانتس كافكا در گروه محکومین، با زبانی ساده ولی با توصیف های ترسناک جامعه‌ای را خلق کرده و به شکل نمادین سعی کرده است دیدگاهش را درباره‌ی انسان، زندگی و مرگ و اختیاراتش به تصو
ادامه متن

خلاصه‌ای از کتاب

گروه محکومین در جزیره‌ای گمنام می‌گذرد، جزیره‌ای که در تمام داستان سرزمین محکومین، نامیده شده است. جوی نظامی بر جزیره مسلط است و همه‌ی احکام دستورات آزاد و بی قیدند.
این کتاب از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست اول کتاب مقاله ای با عنوان «پیام کافکا» نوشتۀ صادق هدایت، است که به بررسی زندگی، اندیشه ها و آثار کافکا می پردازد. در بخش دوم کتاب، داستان گر
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- فحشی تک زبانش بود، ولی افسر جلوی خود را گرفت؛ فقط گفت: «من اطلاع نداشته ام، تقصیر با من نیست. وانگهی من برای توضیح روشهای دادگستریمان از هرکس دیگر بیشتر صلاحیت دارم؛ زیرا من اینجا...» دستش را روی سینه به پشت جیب درونی نیم تنه خود زد: «من اینجا تمام نقشه‌های دست نویس فرمانده سابق را دارم.» سیاح پرسید: «نقشه‌های دست نویس خود فرمانده؟ پس او همه هنرها را در خود جمع کرده بود؟ او هم سرباز بود هم دادرس، هم مهندس، هم شیمی‌دان، هم طراح؟» افسر سرش را حرکت داد و با نگاهی خیره و تحسین آمیز گفت: «بله، کاملا!» آنگاه دستهای خود را ورنداز کرد؛ به نظر او چندان پاک نیامدند که بشود آنها را به نقشه ها زد، پای تشت رفت و دوباره دستها را شست، سپس کیف چرمینی از جیب بیرون کشید و گفت: «حکم ما خشونت آمیز نیست؛ دارخیش همان امریه‌ای را که محکوم رعایت نکرده است بر بدن او می‌نویسد؛ مثلا بر بدن این محکوم- افسر محکوم را نشان داد- دارخیش خواهد نوشت، به مافوق خود احترام بگذار!» سیاح نگاهی دزدیده به محکوم کرد. هنگامی که افسر با انگشت محکوم را نشان می‌داد، محکوم سرش را پایین انداخت. چنین به نظر می‌آمد که همه نیروی خود را به کار می‌برد تا مگر بتواند آنچه را می‌شنود حدس بزند؛ ولی جنبشهای لبان بادکرده‌اش که بر روی هم فشار می‌آورد، به خوبی نشان می‌داد که او نمی‌تواند از سخنان افسر چیزی بفهمد. سیاح بسی پرسشها داشت؛ ولی در حالی که به محکوم نگاه می‌کرد، فقط پرسید : «این آدم کیفر خود را می‌داند؟» افسر گفت: «نه» و خواست در حال دنباله توضیحات خود را بگیرد؛ ولی سیاح توی حرفش دوید: «او حتی از کیفری که برایش تعیین کرده‌اند، خبر ندارد؟» افسر دوباره گفت: «نه»، لحظه‌ای درنگ کرد. گویی منتظر بود.
  • 2- آدمیزاد یکه و تنها و بی پشت و پناه است و در سرزمین ناسازگار گمنامی زیست می کند که زاد و بوم او نیست، با هیچ کس نمی تواند پیوند و وابستگی داشته باشد. خودش هم می داند… می خواهد چیزی را لاپوشانی بکند، خودش را به زور جا بزند، گیرم مچش باز می شود: می داند که زیادی است. حتا در اندیشه و تکرار و رفتارش هم آزاد نیست. از دیگران رودرباستی دارد، می خواهد خودش را تبرئه کند. دلیل می تراشد، از دلیلی به دلیل دیگر می گریزد، اما اسیر خودش است، چون از خطی که به دور او کشیده شده نمی تواند پایش را بیرون بگذارد. گمنامی هستیم در دنیایی که دام های بیشماری در پیش ما گسترده اند، و فقط برخوردمان با پوچ است. همین تولید بیم و هراس می کند. در این سرزمین بیگانه به شهرها و مردمان کشورها و گاهی زنی برمی خوریم، اما باید سر به زیر دالانی که در آن گیر کرده ایم بگذریم. زیرا از دو طرف دیوار است و در آنجا ممکن است هر آن جلومان را بگیرند و بازداشت بشویم چون محکومیت سربسته ای ما را دنبال می کند و قانون هایی که به رخ ما می کشند، و کسی هم نیست که ما را راهنمایی بکند. باید خودمان کار خودمان را دنبال کنیم. به هر کس پناه می بریم از ما می پرسد: “شما هستید؟” و به راه خودش می رود. پس لغزشی از ما سر زده که نمی دانیم، و یا به طرز مبهمی از آن آگاهیم. این گناه وجود ماست. همین که به دنیا آمدیم در معرض داوری قرار می گیریم، و سرتاسر زندگی ما مانند یک رشته کابوس است که در دندانه های چرخ دادگستری می گذرد. بالاخره مشمول مجازات اشدی می گردیم و در نیمروز خفه ای، کسی که به نام قانون ما را بازداشت کرده بود گزلیکی به قلب مان فرو می برد و سگ کش می شویم. دژخیم و قربانی هر دو خاموشند.

شناسنامه کتاب

ناشر: نگاه
تعداد صفحات: 111
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
شابک: 9789643512248
قیمت چاپ سوم: 15,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمدرضا کمالی
    محمدرضا کمالی
    « اطلاعاتی از نویسنده در دسترس نیست. ...»
  • تصویر نویسنده فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    فاطمه (تینا) نیک خاکیان
    « فاطمه (تینا) نیک خاکیان در سال 1367 متولد گردید. وی از سال 1395 کار نویسندگی را شروع کرد.
    اولین کتاب وی با عنوان جرقه ای در شب در نیمه اول سال 14
    ...»
  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»