خانه / کتاب‌ها / بازگشت /
تصویر کاور کتاب بازگشت
معرفی کتاب

بازگشت

بازگشت

اثری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

معرفی کتاب

کتاب بازگشت را گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر کرده است. در این اثر، 14 روایت کوتاه از تجربه‌های واقعی بازگشت از مرگ و زندگی مجدد از 14 فرد مختلف روایت شده و خواننده با این روایت‌ها همراه می‌شود.

خلاصه‌ای از کتاب

مرگ و آنچه پس از آن اتفاق می افتد، همیشه برای بشر سؤال اساسی بوده. ادیان ومذاهب از تداوم حیات پس از مرگ خبر داده اند، اما در بیشتر آن ها، در مورد پدده مرگ و حوادث پس از آن، به برخی داستان ها و حکایت های محدود اشاره شده، فقط در اسلام موضوع معاد اختصاص دارد. با این حال، همه به دنبال اطلاعات بیشتر در این زمینه هستند.
در سال های اخیر، با پیشرفت هایی که
ادامه متن

جملاتی از متن کتاب

  • 1- آخرین روزهای اسفند 1364 بود. در بیمارستان مشغول فعالیت بودم. من تکنسین اتاق عمل و متخصص بیهوشی بودم. با توجه به عملیات رزمندگان اسلام، تعداد زیادی مجروح به بیمارستان منتقل شده بود. لحظه ای استراحت نداشتیم. اتاق عمل مرتب آماده می شد و تیم جراحی وارد می شدند. داشتم از داخل راهروی بیمارستان به سمت اتاق عمل می رفتم که دیدم حتی کنار راهروها مجروح خوابیده. همینطور که جلو می رفتم، یک نفر مرا به اسم کوچک صدا زد. برگشتم، اما کسی را ندیدم! می خواستم بروم که دوباره صدایم کرد. دیدم مجروحی کنار راهروی بیمارستان روی تخت حمل بیمار از روی شکم خوابیده و تمام کمر او غرق در خون است. رفتم بالای سر مجروح و گفتم: شما من رو صدا زدی؟ چشمانش را به سختی باز کرد و گفت: بله، من، کاظمینی. چشمانم از تعجب گردشد. گفتم: محمد حسن اینجا چیکار می کنی؟ محمد حسنکاظمینی سال های سال با من هم کلاسی و رفیق بود. از زمانی که در شهرضای اصفهان زندگی می کردیم. حالا بعد از سال ها در بیمارستانی در اصفهان او را می دیدم. او دو برادر داشت که قبل از خودش و در سال های اول جنگ، در جبهه مفقود شده بودند. البته خیلی از دوستان می گفتند که برادران حسن اسیر شده اند. بلا فاصله پرونده پزشکی اش را نگاه کردم. با یکی از جراحان مطرح بیمارستان که از دوستانم بود صحبت کردم و گفتم: این همکلاسی من طبق پرونده اش، چندین ترکش به ناحیه کمرش اصابت کرده و...
  • 2- این دختر کوچک محبت خاصی به من داشت. یادم هست هرگاه ظرف شراب را در دست می‌گرفتم که بنوشم، آن را از دستم می‌گرفت و بر لباسم می‌ریخت.

شناسنامه کتاب

تعداد صفحات: 168
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
قیمت چاپ ۱۳۹۹: 7,000 تومان

جدیدترین کتاب‌های معرفی شده

آخرین نویسندگان معرفی شده

  • تصویر نویسنده محمد قصاع
    محمد قصاع
    « محمد قصاع متولد سال 1343 تهران و کارشناس مخابرات دریایی است . او کار ترجمه را از سال 1367 با ترجمه کتاب های علمی تخیلی شروع کرده است. مجموعه های «اسپا ...»
  • تصویر نویسنده بهزاد رحمتی
    بهزاد رحمتی
    « بهزاد رحمتی مترجم ایرانی است. او دانش آموخته‌ی حوزه‌ی آموزش و سیاست است.

    ترجمه‌ها:
    طلای خدایان اثر اریک فون دانیکن
    ۲۷ چهره‌ی مردان ا
    ...»
  • تصویر نویسنده سیامک  دل آرا
    سیامک دل آرا
    « سیامک دل آرا مترجم ایرانی، متولد ۱۳۵۳ تهران فارغ التحصیل مترجمی زبان انگلیسی است. وی ترجمه رمان «مرد ناشناس» از المور لئونارد و «پرده حائل» از یان م ...»
  • تصویر نویسنده هارلن کوبن
    هارلن کوبن
    « هارلن کوبن، زاده ی 4 ژانویه ی 1962، نویسنده ی آمریکایی رمان های معمایی و تریلر است.کوبن در خانواده ای یهودی در نیوجرسی چشم به جهان گشود. او همزمان با ...»
  • تصویر نویسنده المور لئونارد
    المور لئونارد
    « المور لئونارد، زاده ی 11 اکتبر 1925 و درگذشته ی 20 آگوست 2013، نویسنده ای آمریکایی بود.لئونارد در لوییزیانا به دنیا آمد. او در سال 1946 به دانشگاه دیت ...»